گنجور

شمارهٔ ۱۳۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

درد تو زمان زمان فزون است

وین سوز درون ز حد برون است

عقل از هوس تو بی قرار است

دل در طلب تو بی سکون است

با عشق نر هوشمندی ما

آثار و علامت جنون است

در دست تو دل که خوانیش قلب

خالیست سیه اگر نه خون است

تا جان ز نو بافت بر سخن دست

در دست سخن زبان زبون است

قاف قد و نون ابروانت

برتر ز تبارک است و نون است

تا از تو کمال حکمت آموخت

در حکمت عشق ذوقنون است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید