گنجور

شمارهٔ ۱۱۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

تا خیالت را دلمه منزلگه است

از مه تو منزل من پر مه است

گر لبت بوسم ز بسمل چاره نیست

کافتتاح ملح از بسم الله است

یک شبی با ما نشین کز دور عمر

یک شبی ماندست و آن هم کوته است

محنت هجر تو ساعت ساعت است

دولت وصل تو ناگه ناگه است

تا چه گونی حاضرم و مستمع

چاکران را گوش بر حکم شه است

من به دزدی گیرم آن چاه ذقن

کانکه عقل کل ببردست آن چه است

ریختی بر هر رهی خون کمال

تا نگویند این چه خون بیره است



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید