گنجور

شمارهٔ ۱۰۲۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دگر باره تیغ جفا بر کشیدی

ز باران دیرینه باری بریدی

به قتل محبان شدی باز رنجه

بنابادت ای دوست زحمت کشیدی

من از حسرتت گرچه مردم خوشم هم

که باری تو با آرزونی رسیدی

ترا هر چه گفتیم گفتی شنیدم

حدیثی شنیدی ولی کی شنیدی

چه دانی ز حال من ای جان شیرین

که تو تلخی هجر کمتر کشیدی

بکوی تو چون آب هرگز نرفتم

که چون سرو دامن ز من در کشیدی

کمال آرزو داشتی خاک پایش

به چشم خود الحمد لله که دیدی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify