گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چرا هر دم از پیش ما میگریزی

شهی از گدایان چرا میگریزی

به بخیلی مگر ای بخوبی توانگر

که از عاشق بینوا میگریزی

چرانی چرا از دعاگو گریزانت

بلانی بلا از دعا میگریزی

و آن تازه برگ گلی کز لطافت

از آسیب باد صبا میگریزی

اگر او میگریزد ز چشم ای خیالش

نو بگریز بینم کجا میگریزی

کمال ار به او میگریزی ز چشمش

از یک فتنه در صد بلا میگریزی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید