تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
غم پنهان تو رسوای جهان کرد مرا
بارها عشق تو می گفت که رسوا کُنمت
هرچه می گفت غم عشق همان کرد مرا
این نشان بس ز وفا ترک کماندار تو را
که چو تیری به کف آورد نشان کرد مرا
گفتم ای اشک مرو هر طرفی گفت برو
کآنکه پرورد بدین گونه روان کرد مرا
شادکام از روش نظم خیالی ز آنم
که خیال سخنش ورد زبان کرد مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و غم ناشی از آن صحبت میکند. او به تأثیر عمیق و ویرانگر عشق بر زندگیاش اشاره دارد و میگوید که چشمان معشوقش باعث آسیب و غارت جانش شده است. غم این عشق او را در دنیا رسوا کرده و بارها از عشقش شنیده که باید خود را افشا کند. همچنین، شاعر به وفای معشوق و تأثیر آن بر احساساتش اشاره میکند و در نهایت از خوشبختیای که از خیال و نظم کلام معشوق به او دست یافته، سخن میگوید.
هوش مصنوعی: تا زمانی که چشمان سیاه تو قلب مرا تسخیر کرد، غم پنهانی که در وجود تو بود، باعث شد تا همه جهان از من سرگردان و رسوا شوند.
هوش مصنوعی: عشق تو بارها به من میگفت که باعث رسواییام میشوی و هر آنچه که میگفت، در واقع غم عشق بود که مرا به چنین حالتی انداخت.
هوش مصنوعی: این نشاندهندهی وفاداری توست که مثل تیری که در دست تیرانداز قرار دارد، مرا نشانه میگیرد.
هوش مصنوعی: گفتم ای اشک، از این سو به آن سو نرو، او گفت برو، چون کسی که مرا به این حال و سرنوشت دچار کرده است.
هوش مصنوعی: خوشحالم از اینکه به خاطر نظم زیبای افکارش، حرفهایش تبدیل به موضوع صحبتهای من شده است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
سبک از عقل به یک رطل گران کرد مرا
صحبت پیر خرابات جوان کرد مرا
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.