چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
دیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را
صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دید
در بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را
ای دل مساز ما را بی او به صبر راضی
زیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را
دل در طریق وحدت از نیستی نزد دم
در راه عشقبازان تا در نباخت ما را
با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باش
کآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان احساس جدایی و فقدان میپردازد و همزمان به عشق و محبت اشاره میکند. او از دل میخواهد که بدون معشوق به صبر راضی نشود، چرا که زندگی بدون عشق، خوشایند نیست. شاعر به مجازی از وحدت و پیوستگی با معشوق سخن میگوید و از سوز دلی که به خاطر عشق دارد، یاد میکند. او امیدوار است که در نهایت این درد و سوز به شکلی زیبا در موسیقی زندگیاش نواخته شود.
هوش مصنوعی: اگرچه نی سالها با ما نغمهسرایی کرده و ما را خوشحال میکرد، اما حالا دیگر ما را نمیشناسد و ما برایش ناشناختهایم.
هوش مصنوعی: اگر عشق در دل ما نبود، جدایی هم نمیتوانست ما را ذوب کند.
هوش مصنوعی: ای دل، ما را بدون او به صبر عادت نده، زیرا که این شادیبخش هرگز ما را خوشحال نکرده است.
هوش مصنوعی: دل به سوی اتحاد و یکی شدن در مسیر عشق، از عدم و نیستی و بیچارهای به درآوردهای که ما را به عشق باخته است.
هوش مصنوعی: با شور و شوق او، مثل چوب عود خوشصدا بساز و برای خودت لذت ببر، زیرا بالاخره روزی خواهد رسید که ما را مثل چنگ مینوازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون شمع اگرچه آنمه مهرش گداخت ما را
برق چراغ حسنش جان تازه ساخت ما را
ما را ز در سگ او گر راند ازو نرنجیم
ما قلب نارواییم او هم شناخت ما را
در کوی عشقبازی داویست هر دو عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.