چمن را تا نسیمت در دماغ است
ز شادی غنچه را دل باغ باغ است
چو گیسو باز کردی رخ مپوشان
که حسن شب به دیدار چراغ است
تو برخور گرچه از خوان جمالت
نصیب جان عاشق درد و داغ است
چو عشق آمد درون سینهای جان
تو فرما، کز توام باری فراغ است
خیالی ماجرای ما و زلفش
همان افسانهٔ طوطی و زاغ است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شاعر در این اشعار به زیبایی و شادی اشاره میکند. از چمن و گلها به عنوان نمادهای شادی و زیبایی صحبت میکند و به محبوبش میگوید که زیباییاش را پنهان نکند. عشق و دردهای آن را در سر دارد و به تأثیرات عمیق عشق بر دل عاشق اشاره میکند. در پایان، شعر را با اشاره به داستان معروف طوطی و زاغ به تصویر کشیدنی از عشق و زلف محبوبش ختم میکند.
هوش مصنوعی: چمن به خاطر بوی خوش نسیم شاداب است و غنچه به خاطر این شادی، دل باغ را شاد میکند.
هوش مصنوعی: وقتی که گیسوانت را باز میکنی، چهرهات را نپوشان، چرا که زیبایی شب در مقابل نور چراغ نمایان میشود.
هوش مصنوعی: اگرچه تو زیبایی خاصی داری و بر سر سفره جمال تو قرار گرفتهام، اما من عاشق به خاطر عشقورزیام دچار درد و اندوه شدهام.
هوش مصنوعی: وقتی عشق در دل کسی مینشیند، جان او را تسخیر میکند و از او میخواهد که از خود فراغتی بگذارد.
هوش مصنوعی: داستان عشق ما و موهای او شبیه داستان افسانهای طوطی و زاغ است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هنوز از عشقبازی گرم داغ است
هنوزش شور شیرین در دماغ است
از آن آتش که او را در چراغ است
مرا هم بیشتر ز آن در دماغ است
تو را از من اگر بر سینه داغ است
نپنداری کزان داغم فراغ است
کسی کش بوی آن گل در دماغ است
ز گلزار بهشت او را فراغ است
مگر آن گل به بستان شد که لاله
ز شرم عارضش در کنج باغ است
چرا روشن نباشد بزم مستان
[...]
که شب افروز چندین شب چراغ است
که ریحان کار این دیرینه باغ است
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.