طالب دردِ عشق تو فکر دوا نمیکند
ورنه به جان بیدلان عشق چهها نمیکند
هرچه در آن رضای تو نیست اگرچه طاعت است
جان به هوس نمیخرد دل به رضا نمیکند
وه که به جان دیگری غمزهٔ شوخِ تو ستم
میکند و رعایتِ خاطر ما نمیکند
گفتم اگر وفا کنی صرف تو باد عمر من
گفت برو که با کسی عمر وفا نمیکند
دوش سگ در توام گفت در عنایتی
باز کنم به روی تو، گفت، چرا نمیکند
هر نفس از زبان تو خواری خود به گوش خود
میشنود خیالی و غیر دعا نمیکند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد عشق و آثار آن میگوید. او به این نکته اشاره میکند که عشق واقعی تنها درد و رنج میآورد و این دردها گاه فراتر از انتظار هستند. با وجود الطاف و زیباییهای محبوب، مدام احساس میکند که وفا و توجه از سوی معشوق وجود ندارد. شاعر در نهایت از بیوفایی معشوق ناامید میشود و به خاطر رنجهای بیپایان محبتش، تنها دعای خیالی و خاموشی را برای خود برمیگزیند.
هوش مصنوعی: کسی که درد عشق تو را میکشد، به فکر پیدا کردن درمان نیست؛ در غیر این صورت، اگر جان بیدلها را درک کند، متوجه میشود که عشق چه تأثیری بر آنها میگذارد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که مورد رضایت تو نیست، حتی اگر اطاعت محسوب شود، جان را برای هوس نمیفروشد و دل نیز به رضایت تن نمیدهد.
هوش مصنوعی: او با ناز و دلربایی خود به دیگری توجه دارد و به خاطر ما اهمیت نمیدهد.
هوش مصنوعی: به کسی گفتم اگر به من وفا کنی، تمام عمرم برای تو خواهد بود. او پاسخ داد که برو، زیرا هیچکس عمرش را به کسی وفا نمیکند.
هوش مصنوعی: دیروز، سگی در خواب دیدم که به من گفت میخواهم به روی تو باز شوم و از نعمتهای تو بهرهمند شوم. اما چرا این موضوع محقق نمیشود؟
هوش مصنوعی: هر لحظه از زبان تو، تحقیر خود را میشنوم و تنها در خیالاتم غرق میشوم و هیچ دعایی نمیکنم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ترک ستم پرست من ترک جفا نمیکند
عهد به سر نمیبرد، وعده وفا نمیکند
هندوی ترک آن صنم کرد بسی خطا ولیک
ناوک چشم مست او هیچ خطا نمیکند
گر به وصال او رسم، هم بربایم از لبش
[...]
با من خسته دلبرم غیر جفا نمیکند
کام دل حزین من دوست روا نمیکند
چونکه دلم به درد او هست حزین و مبتلا
درد مرا ز لب چرا دوست دوا نمیکند
گفته بُد او وفا کنم ور نکند عجب مدار
[...]
دا که از رخ حسین شمر حیا نمیکند
تا نکشد دست ز دامنش رها نمیکند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.