تابِ رویت رونق خورشید عالمتاب برد
خندهٔ لعل تو آب گوهر سیراب برد
از شب زلف تو شد افسانهٔ بختم دراز
نرگس مست تو را در عین مستی خواب برد
گه گهی کردی خیال خواب بر چشمم گذر
چونکه سیل اشک آمد آن گذر را آب برد
هر دلی کز دست تاراج غمت جان برده بود
طرّهٔ طرّار زلفت در شب مهتاب برد
آه از دست جفای زلف تو کاو عاقبت
پنجهٔ بخت خیالی را به بازی تاب برد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و تأثیر آن بر زندگی و احوالاتش را توصیف میکند. رویت معشوق مانند آفتاب درخشان است و لبخندش شبیه آب گوهری است که همه را سیراب میکند. زلفهای معشوق با افسونگری خود، بخت او را تحت تأثیر قرار داده و اشکهای او را میبرد. در نهایت، شاعر از جفای زلف معشوق شکایت دارد و پیشبینی میکند که بختش در این بازی دلچسب مغلوب خواهد شد.
هوش مصنوعی: چشمان تو مانند خورشید، درخشش و زیبایی بسیاری دارند، به طوری که لبخند لبت، مانند آب precious و زلال، روح و جان را سیراب میکند.
هوش مصنوعی: از شب لکههای زلف تو سرنوشت من به درازا کشیده شده است. در حالی که مجذوب نرگس زیبای تو هستم، خواب به سراغم میآید.
هوش مصنوعی: هر از گاهی فکر خواب به چشمانم میگذرد، اما به مانند سیلی از اشک، آن خیال را میبرد و از بین میبرد.
هوش مصنوعی: هر قلبی که از درد و رنج عشق تو به زانو درآمده بود، در شب روشن ماه، زیبایی و جذابیت موهای تو را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: ای کاش از آسیب زلف تو رهایی میافتیم، زیرا در نهایت خوشبختیِ خیالی را به بازی گرفتی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
احتیاجم خجلت از احباب برد
سوخت دل تا رخت درمهتاب برد
عمر رفت و آهی از دل گل نکرد
ساز من آب رخ مضراب برد
آه عیش گوشهٔ فقرم نماند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.