گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
شیوه مستی نشدی نرگس پر خوابش را
ما چنین غرقه به خون از پیِ آنیم ز اشک
که در اوّل نگرفتیم سرِ آبش را
آه گرم از سبب آنکه مرا بی سببی
سوخت، یارب تو نسازی دگر اسبابش را
طاق ابرو بنما گوشه نشین را نفسی
تا که درهم شکند گوشهٔ محرابش را
ای صبا گر ز خیالی دلِ جمعت هوس است
بر گُل آشفته مکن سنبل سیرابش را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساسات عمیق و دردهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر از رنگ و زیبایی گلها و نرگسها صحبت میکند و میگوید که اگر از شراب و می بیبهره باشند، نمیتوانند احساس مستی کنند. او به خاطر اشکهایش عاشقانه و غرق در خون و درد است و به یاد گذشتههایی میافتد که در آنها فرصتی برای عشق و آب زندگی نداشته است. در ادامه، شاعر از خواستهای برای توجه به عاشقانی که در گوشه نشینی خود گرفتارند، سخن میگوید و در انتها از نسیم میخواهد تا زیباییهای عشق را مختل نکند. شعر به نوعی حسرت و longing را در زندگی عاشقانه به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: اگر گل در رنگ شراب نمیبود، نرگس خوابآلودهاش را نمیشناخت و حالتی از مستی پیدا نمیکرد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر اشکهایی که در آغاز بر سر آب دریا نریختیم، حالا در خون خود غرق شدهایم و به دنبال راهی برای جبران آن هستیم.
هوش مصنوعی: ای کاش به خاطر همان آتش بیدلی که مرا سوزاند، تو دیگر سببساز آن نشوی.
هوش مصنوعی: برای آنکه دل کسی را شاد کنی، نگاهی به او بینداز و با زیبایی و لطافت خود او را مجذوب کن، تا او نیز توانایی خود را در دنیای عشق و معنویت پیدا کند و شکوه و زیبایی زندگیاش را زنده کند.
هوش مصنوعی: ای باد صبا، اگر خیال و آرزوی دل جمعی برای توست، بر گل نبار و سنبله سیرابش را خراب نکن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا به حدی است لطافت رخ پرتابش را
که عرق داغ کند لاله سیرابش را
تا به دامان قیامت نشود چشمش خشک
یک نظر هر که ببیند گل سیرابش را
وحشت از صحبت مجنون نکند چشم غزال
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.