گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

احمد شاملو » رباعیات خیام » تا دست بر اتفاق بر هم نزنیم

گلهای تازه » شمارهٔ ‏۱۸۲ » (ابوعطا) (۱۳:۴۴ - ۱۵:۴۱) نوازندگان: گروه سازهای ملی به سرپرستی فرامرز پایورترانه سرا: خیام نیشابوری خواننده ترانه: شجریان، محمدرضا آهنگساز: فرامرز پایور مطلع شعر ترانه: تا دست به اتفاق بر هم نزنیم

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حسن نوشته:

معنی این دو بیت خیلی منسجم و واضح نیست
مصرع سوم نوعی گسستی نسبت به دو مصرع قبلی داره. ممنون میشم اگر برداشت من اشتباهی راهنمایی کنید

👆☹

محسن نوشته:

به نظرم می رسد در اینجا دو گونه زندگی به تصویر کشیده شده ، یکی بازیچگی و انفعال و دیگری بازیگری و نشاط و فعالیت که اگر ما نقش خود را ایفا نکنیم مجال زندگی را از خود گرفته و بازیچه و ناظر و منفعلی بیش نیستیم به این ترتیب مصرع های ای شعر منسجم به نظر می‌رسد .

👆☹

رسول نوشته:

خیام بزرگوار دراین رباعی زیبا و بی نظیر …به حقیقت زندگی و زندگی حقیقی اشاره کرده…. و برای تغییر و رسیدن به شراب ناب زندگی حقیقی… ادمها را فرا خوانده به همراهی و دست به دست هم دادن و با نشاط بر غمها چیره شدن…زیرا اول باید احساس خوشبختی کنی تا بعد بقیه ی چیزها بیاید و نه اینکه اول چیزها بیایند تا بعد احساس خوشبختی کنیم…. و بعد با اشاره به عمر ادمی…. می خواهد که پیش از دم صبح…سحر… زمان معاشقه با معشوق… که به هر حال هر کس رادمعشوقی هست… بعضی هم خالق را عاشقند… دمی زنیم با معشوق …. حال که عمری هست و صبحی…. که بعد مرگ ما… این صبحهای فراوان روزگار می دمد و ما نیستیم و دمی نمی زنیم…. گروه کامکارها به زیبایی این رباعی را اجرا نموده اند… پس… خیزیم و دمی زنیم پیش از دم صبح…

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام