گنجور

پیشنهاد آسان از اینستاگرام و پین‌ترست با افزونهٔ فایرفاکس
 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محسن چاوشی » من خود آن سیزدهم » بهرام گور

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ناشناس نوشته:

در مصرع اول اشتباها به جای ((جمشید)) از نام بهرام استفاده شده است .

👆☹

omid نوشته:

آن قصر که جمشید درو جام گرفت،

👆☹

ناشناس نوشته:

بهرام درسته لطفا یکبار بیشتر با اسم خودتون نظر ندید

👆☹

ساسان نوشته:

جام متعلق به جمشید است

👆☹

سیا نوشته:

آن کاخ که جمشید در او جام گرفت آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

در رباعی دو تمثیل با یک نتیجه بکار رفته است:
۱- عاقبت کاخ جمشید (مخروبه)
۲- عاقبت بهرام گور (قبر)
که هر دو با نهایت عظمت عاقبت متلاشی شده و فروپاشیدند.

👆☹

مریم نوشته:

لطفا مصرع اول را اصلاح کنید . جمشید صحیح است

👆☹

عطا نوشته:

ان تخت که جمشید دراوجام گرفت.اشاره به تخت جمشید..لطفا اصلاح کنید

👆☹

بابک چندم نوشته:

عطا جان
جمشید بر تخت جام مى گرفت و نه در تخت…

👆☹

بابک چندم نوشته:

@ ٨
در ادامه و پوزش از تاخیر،
اگر به سرازیر شدن آریاییان/ ایرانیان، در حدود ٢٠٠٠ ق.م، به سرزمینهاى جنوبى و مطابقت آن با منابع تاریخى نگاه کنیم مى بینیم که نشانى از ایلامیان، آشوریان، بابلیان و… نیز در شاهنامه نیست، گو اینکه اینان رابطه مستقیم و نزدیکترى با ایرانیان و ایران کنونى داشتند تا مثلاً خاقان چین…
در گردآورى شاهنامه توضیح داده شده که آنرا پاره پاره از موبدان و از نامه باستان آورده. این نامه باستان به احتمال زیاد همان خداى نامگ ساسانى بوده که در زمان خسرو انوشیروان (انوشَ رو-وان) یا پدرش کَواد گرد آمده ، که بعدها به عربى هم ترجمه شده، ولى سپس از میان رفته و به زمان و دست ما نرسیده، به احتمال زیاد که آنهم از منابع زرتشتى سرچشمه گرفته بوده…
اگر غیر از این بود و این دیگران نیز در آن کتاب باستان یا نامه خسروان آمده بودند فردوسى یقیناً آنانرا در شاهنامه مى آورد …
بارى،
کیومرث بى تردید از متون اوستایى آمده که در آنجا اولین انسان (ریشه انسان ، و به قول اهل فرنگ پروتوتایپ) و ششمین از هفت آفرینش اهورامزدا است، با قدى چهار برابر انسان معمولى و پهنایى برابر بلندیش (مربع شکل بوده!)…
در متون مانوى نیز در کتاب غولها ( Book of Giants) آمده که داستان خود را دارد…
در اینجا باید به یک حاشیه بروم:
زبان و متون اوستایى
زبان اوستایى به دو بخش تقسیم مى شود
١-اوستایى کهن (old Avestan) حدوداً ١٢٠٠-١٧٠٠ ق.م
٢-اوستایى متاخر یا جوان ( young Avestan) حدوداً ٨٠٠-١٢٠٠ ق.م
اینها دو زبان به شمار مى آیند با دستور زبانى متفاوت، که زبان جوانتر در حدود ٨٠٠ ق.م از میان رفته و منسوخ شده (مردمان دیگر بدان تکلم نمى کردند) و فقط در رسوم و مناسک دینى به کار گرفته مى شده.
همچنین در زمان اوستاى جوان گویندگان و نقالان زبان کهنتر را کامل و درست نمى فهمیدند، که این از اشتباهات دستور زبانى در زبان جوانتر مشهود است، بر خلاف زبان کهنتر که عارى از این اشتباهات است…
متون اوستایى کهن نیز از دو بخش تشکیل شده
١- اوستاى کهن ( Old Avesta)
٢- اوستاى جوانتر ( Younger Avesta)
(به علاوه متون پهلوى ساسانى)
اما،
-آنچه که از متون اوستایى به ما رسیده اول بار در دوره ساسانى به خطى که براى آن زبانهاى کهن ابداع شد به نگارش درآمد (خط یا نگاره دین دپیره)، بعد از اعراب نیز برخى از آنان با الفباى عربى نوشته شد. ولى کتب به جاى مانده همگى متعلق به دوران بعد از هجوم اعراب است…
در این کتابها متون اوستاى کهن درون اوستاى جوانتر قرار دارند، اینرا از تفاوت زبان تشخیص مى دهند.
-برخى از مطالب، آیینها، رسوم و و و… در اوستاى جوانتر حتى از اوستاى کهن هم کهنتر است! و گاه در مغایرت با باور و اندیشهء آن!
این بدان معناست که طایفه هایى که در طول زمان از دین کهنتر (آیین کهن آریایى/ایرانى) به آیین نوین زرتشت (که از دل همان آیین کهن برآمده) مى گرویدند همچنان برخى از رسوم، باورها، مناسک آیین کهنتر را وارد باور زرتشتى کردند که پیشتر آوردم: در برخى موارد مغایر و در تضاد با باورهاى زرتشت است…
-زبان و متون ودایى
زبان ودایى (Vedic) را زبان خواهر زبان اوستایى مى دانند، که هر کدام در سه یا چهار پله از زبان مشترک مادرى یا زبان هندوایرانى ( IndoIranian) دور شده اند.
-زبان ودایى ( Vedic) ١٠٠٠-١٧٠٠ ق.م
زبان وداهاى کهن آریاییانى که به هند رفتند، و داراى سه دوره اولیه، میانى، و متاخر ( early,middle,late vedic) بوده.
در حدود ٤٠٠-٦٠٠ ق.م ، براى این زبان قواعد و دستور زبانى نوین توسط شخصى به نام پانینى ساخته شد که سپس آنرا سانسکریت (نظم گرفته، ترتیب یافته، مرتب شده) خواندند.
-متون ودایى
چهار ودا که از ریگ، ساما، یاجور، آتاروا (Rig, Sama, Yajur, Atarva) متشکل شده. شروع آن از ریگ در حدود ١٧٠٠ ق.م و ختم آنها آتاروا در حدود ١٠٠٠ ق.م است.
در روایت آنان وداها در زمرهء آورده هایى اند که شروتى ( shruti) نام دارند برابر شنیده شده، الهام شده، وحى شده. برگرفته از شرااوتا (shrauta) و همتایش در اوستایى سرااوتا (srauta) به معناى شنیدن… که در فارسى سرود و سرودن از آن مى آیند…
زبان مادرى این زبانها یا زبان هندوایرانى ( IndoIranian ) با احتساب سه یا چهار مرحله از چرخش و سه الى چهار قرن براى هر مرحله به زمانى حدود ٣٠٠٠ ق.م باز مى گردد.
در ضمن ودا از ریشه وید (vid) مى آید کمابیش برابر آگاهى ( knowledge)، که در زبانهاى ایرانى هم در همین برابرى موجود بوده و با چرخشهایى از شکل تا معنى به فارسى هم رسیده-> (نى)وِد (nivēd) ساسانى -> (نُ)وید (novid) فارسى و بعد هم (نَ)وید…
-ریگ (Rig) در ودایى -> ریشه و در فارسى: خرده، ریزه
-ساما (Sama) برگرفته از سامان -> آواز،ملودى. به سرود، نغمه، آواز خواندن
و نزدیکى آن به سَما(ع) دراویش/صوفیه، که مى نماید از همین ریشه آمده و نه از سمع در عربى که شنیدن است.
-آتاروا (Atarva) وداى آتاروان که در روایت آنان فردى بوده که این ودا را سروده، ولى برابرى آن با آ-th-اروان ( Atharvan) در زبانهاى ایرانى که تبدیل شده به آذربان (Athar-> Azar).
-جغرافیاى اوستا
جغرافیاى ذکر شده در اوستاى متاخر/جوانتر
مربوط به افغانستان کنونى است ( کمى شمال و جنوبتر از آن یعنى از حوالى باختر در شمال تا کمى داخل پاکستان امروزى در جنوب) و تنها موردى که ممکن است در ایران بوده راگا/راغا (شهر رى ) است که به آنهم اطمینانى نیست. ( در میان آریاییان/ایرانیان این رسم کهن که مکانهاى جدید و متعددى را به یاد مکانهاى قدیم یا حتى افسانه/اسطوره اى مى نامیدند نمونه هایى دارد-> از زابل در سیستان تا ولایت زابل در افغانستان، از البرز تا اِلبِروز در قفقاز و گویا البرز کوههایى در خوارزم و سغد.
همگى آمده از هارا.بارازِیتى-> هاربورز-> البرز
(Hara.barazeiti ->Harburz-> Alburz)
هارا نام کوهى است مقدس در اوستا که تمامى سرزمینهایى که اهورا مزدا آفرید (هفت کَرشور، کَشور) دور آنرا گرفته اند و همچنین هفت دریا که میان آن سرزمینها قرار دارند. “باراز/بارِز” اوستایى و همتایش “باراد” در پارسى کهن برابرند با بلند ( در بلند آسمان، High) که تبدیل شده به بورز در ساسانى و بعد هم به بُرز در فارسى برابر بلند، کشیده قامت (Tall) …
از رود ساراس-واتى (Sarasvati) در پنج آب (پونجاب) و معادلش در زبان اوستایى هاراه-وایتى (Harahvaiti، که البته چنین نامى در اوستا نیامده) ولى در پارسى هخامنشى هارا-اووایتی(ش)( Harauvaitish) آمده که منطقه و رود هلمند بوده…
این رودى است که از کوه “هارا” سرازیر است و سرچشمه تمامى رودهاى هفت کَرشور و هفت دریا است، که در میان آن الهه اى قدرتمند (Sura) در خروش است: آرِدوى-سورا-آناهیتا (Aredvi.Sura.Anahita)
برخى از پژوهشگران آنرا رودى افسانه اى (Mythical) مى دانند و برخى رودى آسمانى/ کهکشانى (Cosmic river) یعنى آن بازوى راه شیرى که در آسمان شب پیداست…
همچنین توضیحى که کسروى براى گهرم، جهرم، تهران (مناطق گرمسیر) در مقابل شمیرام، سمیرم، شمیران ( مناطق سردسیر) آورده)…
جغرافیاى اوستاى کهن
در اوستاى کهن ذکرى از مکانهاى مختلف نیست که بتوان محل دقیق آنرا یافت، ولى قرائن و شواهد مختلف نشان از آن دارد که احتمالاً سرزمین آنان “آیریانا.وا-اِجاه” (Airyana.vaējah)، ایران ویج ساسانى، بسیار شمالتر از باختر یعنى جایى مابین کوههاى اورال در روسیه و همان باختر مى بوده. برخى هم باورشان بر اینست که این سرزمین در دامنه هاى کوههاى هیمالیا در پامیر بوده…
اینها به استناد بیانى است در اوستا که :”آن سرزمین بسیار نیک و خوش آب و هوا بوده که ده ماه از سال زمستان و دو ماهش تابستان است !”
برخى را هم باور بر اینست که این سرزمین بخشى از سرزمین بزرگتر آریاییان “آیریانا شیانا” (Airyana.Shyana) بوده. آشیان، آشیانه، نشیمن و… ریشه از همین شیانا گرفته اند…
در بخش بعدى به ربط اینان با یکدیگر و شاهنامه، و همچنین زبان و برخى از کلمات و معانى آنان مى پردازم.

👆☹

بابک چندم نوشته:

@ گنجور
این نوشته به اشتباه در این حاشیه درج شد. لطفاً آنرا در اینجا درج نفرمایید که سراپا نامربوط است
سپاس

👆☹

بابک چندم نوشته:

@ گنجور
حمید رضا گرامى
این سه نوشته در این حاشیه را لطفاً پاک کنید، که به اشتباه در اینجا درج شد

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.