گنجور

حاشیه‌های روشن

روشن


روشن در ‫۱۱ روز قبل، جمعه ۲۵ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۰۱ در پاسخ به رضا جهانگیری دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۳ - مکاتبۀ منظوم:

درود

 سم الخیاط =روزن یا سوراخ سوزن

 

روشن در ‫۲۰ روز قبل، چهار شنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۴۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ:

درود

هر که فنا شود در عشق شما  بر نخیزد

 

روشن در ‫۲۰ روز قبل، چهار شنبه ۱۶ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ در پاسخ به مازیار mazisangari@gmail.com دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۷۸ - مجرم دانستن ایاز خود را درین شفاعت‌گری و عذر این جرم خواستن و در آن عذرگویی خود را مجرم دانستن و این شکستگی از شناخت و عظمت شاه خیزد کی أَنا أَعْلَمُکُمْ بِاللَّهِ وَ أَخْشیکُمْ لِللَّهِ وَ قالَ اللهُ تَعالی إِنَّما یَخْشَی اللهَ مِنْ عِبادِهِ العُلَماءُ:

درود

هر که فنا شود در عشق  شما بر نخیزد

 

روشن در ‫۲۶ روز قبل، پنج شنبه ۱۰ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۲۸ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳:

درود

گرد= خاک

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، سه شنبه ۱ شهریور ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۳۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:

درود

آن صبر که نگهدارنده اسرار محبت بود چون برفت 

با همه جان و تن چنان به اقرار آمدیم  که دشمن ودوست آگاه شد

 

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:

خار در پای و گل از دور به حسرت دیدن

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۰۰ در پاسخ به دختر پرسپولیسی دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۰:

درود 

می نمودار تغییر و دیگرگونی چه در ظاهر و چه در باطن است چون خود از دیگرگونی دیگری در حبس و بدور از هوا  هویت گرفته است پس تغییر حالت و کیمیایی که می میکند  در همه نوشندگان با هر باوری یکسان است و آن ذوق و حالت مستیست که خود نماد خوشنودی و سازگاری و هماهنگی و یکرنگی است

قلت و کثرت (کم و زیاد خواسته ها)

هفتاد دو ملت ( عقاید مخالف هم)

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، چهار شنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:

درود

به یقین تأثیرنوشیدن شراب بر تک تک انسانها از هر جنس و نژاد و عقیده در هر مکان و زمان یکی و آن هم مستیت  در صورتی که تاثیر خواندن و  نیوشیدن قرآن ظهور فرق گوناگون با افکار دور از هم 

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » گفتار مردی پاک‌دین:

۲_۲۹)کی رهی فردا ز پهنای جحیم

۱_۳۰)هر که صید رای خود شد وای او

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۶ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاس:

سپاس

این سخن دیوانه ای بشنود از او

گفت رحمت می نبینی زود از او

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۳۵ در پاسخ به مجتبی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۵:

درود

اینجا منزل در معنی توقف و فروکش و ایست یا سستی است 

 

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۲۳ در پاسخ به مظفر محمدی الموتی خشکچالی دربارهٔ صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۹:

درود

 باید جوشن در معنای درع و زره باشه

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، دو شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۷:۴۶ در پاسخ به آرمان آرمان خواه دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سبحة‌الابرار » بخش ۸۰ - حکایت آن پیر خارکش که از خار خواریش گل عزت می گشاد و جوان رعناوش که گل عزتش بوی خواری می داد:

درود

«رخش پندار » درست است و اضافه تشبیهی است

رخش=اسب

پندار=کبر ،غرور،عجب ،خودبینی و فکر ،اندیشه، خیال، توهم 

پندار مشبه است و رخش مشبه به

پندار به رخش تشبیه شده و به معنای اسب اندیشه یا اسب غرور یا اندیشه تند سیر

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:

گرده نانی داشت در دست آن گدا

 

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:

نیم، نان داشت آن گدا و نیم جان

نیم نانی داشت او و نیم جان

ریخت دوم  خواناتر هست

 

روشن در ‫۱ ماه قبل، یک شنبه ۹ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۷ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » حکایت بلبل » حکایت درویشی که عاشق دختر پادشاه شد:

نان او آن مانده بد بر نانوا

 نان او آن نان مانده و به فروش نرفته از نوبت های قبلی پخت یا نیم سوخته نزد نانوا بود که قیمت کمتری داشت

 

روشن در ‫۲ ماه قبل، جمعه ۷ مرداد ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۱ در پاسخ به دختر پرسپولیسی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

درود

خواجه آن است که باشد غم خدمتکارش

عزیز و گرانمایه کسی است که دستگیر و غمخوار زیردستان خود باشد یا به فکر زیردستان خود باشد

 

روشن در ‫۲ ماه قبل، شنبه ۱۸ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۳ - در محبت روحانی:

به ذکر حبیب از جهان مشتغل

دراین مصرع ،مشتغل =غافل

 

روشن در ‫۲ ماه قبل، یک شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۰:۵۰ در پاسخ به نردشیر دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علی:

درود 

سخا =کرم و بخشندگی و...

حرف «ش»ضمیر متصل است

سخاش=سخای او

 

 

روشن در ‫۳ ماه قبل، جمعه ۳ تیر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۵۳ در پاسخ به حبیب شاکر دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۷:

پریشان گیسوانت را به کوی ما مزن شانه 

که میریزد ز هر تارش هزار افسون و افسانه

بگو مشاطه بر بندد نسیم جعد گیسویت

که می‌لرزاند این طوفان ستون و سقف هر خانه

با نوای قطره قطره زلال رود  بر ترنم چکیده از نگاهتان درود

 

۱
۲