گنجور

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۹ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

به نظر اینجانب این حیرت وسر گردانی نه تنها در ابیات خیام که در ابیات شاعران دیگر ان من جمله حافظ ،مولوی و…دیده می شود؛خیام در جایی دیگر می فرماید:
اسرار ازل را نه تو دانی و نه من وین حل معما را نه تو خوانی ونه من
حافظ: از هر طرف که رفتم جز حیرتم نیفزود زینهار از این بیا بان وین راه بی نهایت
مولوی:آمدم آمدنم بهر چه بود به کجا می روم آخر ننمایی وطنم

👆☹

بهرام مشهور نوشته:

عبارت درست مصرع آخر چنین است :
زین آمدن و ماندن و رفتن مقصود

👆☹

اردشیر نوشته:

با سلام
نشانه تعجبی در پایان رباعی امده که خواننده را در بیت اخر کنجکاو می کند به هر روی مقصود در فرهنگ دهخدا به معنی طلب شده و در فرهنگ فارسی عمید و معین به معنی هدف مراد و نیت امده است
با احترام

👆☹

شمس الحق نوشته:

سلام برشما دوست گرامی
این علایم فرنگی که به خط فارسی وارد شده است گاه چندان هم بد نیست و وافی به مقصودست . این علامت [!] را علامت تأکید گویند و هرگاه دو تا و بیشتر شد مثل این [!!] علامت تعجب است و هرآنچه تعدادشان بیشتر ، حاکی از حیرت بیشتر .

👆☹

اردشیر نوشته:

با تشکر از استاد بزرگ و پیشکسوت بنده جناب شمس الحق به وضوح هویدا است که خیام بر این باور است که انسان از خاک است و به اغوش خاک باز می گردد پس باید قدر فرصتها را دانست و از ان لذت برد پس از مرگ را فقط خداوند بزرگ اگاه است که چیست
چون مرده شوم خاک مرا گم سازید
احوال مرا عبرت مردم سازید ……………ادمی تا زمانی که زنده است خود را در محدودیت قرار می دهد بهار زندگی انسان بسیار کوتاه است و با سرعت زیاد می گذرد
با تشکر مجدد از استاد عزیزم شمس الحق

👆☹

امیرعلی نوشته:

جانان چرا رباعیات فیلتر شده ..نکند خیام کافر است؟

👆☹

سید محمد نوشته:

با توجه به قاعده دال و ذال که در قافیه این شعر رعایت نشده، به احتمال بسیار زیاد این رباعی از آن خیام نیست

👆☹

حمید سامانى نوشته:

قافیه این رباعى دو حرف •واو و دال” یعنى “ود” است

👆☹

رهگذر نوشته:

از اشعار خیام بخوبی مشخص است که بسیار در سخنوری هوشمند بوده و فرهنگ تربیتی خاص خودش را داشته که هرگز اعتقاد نداشته از نصیحت و ارشاد میتوان تربیت کرد و به دیگران آموخت . او دقیقا از نادانی مردم اطراف خود پیداست که رنج میبرده از اینکه خودشان را چنان مشغول دنیا کرده اند که گویی وقت نیست و اگر غافل شوند دیگران بقیه مادیات و چیزهای دنیای فانی را برای خود جمع حواهند کرد او در این رباعی سعی کرده به دیوار بگوید که در بشنود …خودش را در جایگاه مردم نادان اسیر دنیا قرار داده و به خودش اشاره کرده که جماعت رفتار خود را انکار نکنند و بیشتر با خود و دنیا لجبازیی کنند و سعی نکنند این اشعار را حفظ نکنند و برای هم نخوانند …دقیقا وقتی میگوید جز حیرتم از حیات چیزی نفزود دقیقا اشاره دارد که اگر قرار بود ما برای مال اندوزی و جمع آوری چیزهای این دنیای فانی این جا باشیم آنها را با تولدمان همزمان به ما میداد تا برایش اینقدر خودمان را به زحمت نیاندازیم …وگرنه حیرت ما را از ناباوریهای هستی یکسره تا آخر عمر بیشتر نمیکرد ….آنچه را که هر روز بیشتر و بیشتر میشود در ما حیرت از حیات است پس تمام راز خلقت را باید از رمزگشایی این مصرع کشف کنید ….خیام راحت به دس نیاورد حکمت را و راحت هم عرضه نکرده و تمام رباعیات او چیستانهایی ستند که رموز و حکمت هایی را که او درک کرده در خود نهفته دارند ….تنها تاسف من این است که از سر بی تجربه گی این چیستانهای خیام که بصورت اشعار گفته است …خیلی ساده بصورت شعر و معنی لفظی کلمات خوانده و معنی و تفسیر میشوند …بسیار کودکانه و ابتدایی

👆☹

کانال رسمی گنجور در تلگرام