بخش ۲۰۸ - در بیان مجلس آراستن سام نریمان و آوردن قمرتاش را و بر تخت نشاندن و خود رفتن به طرف خاورزمین
درا ای سهیل یمانی به برج
برا ای عقیق یمانی به درج
گذر کن ز معموره آب و گل
سفر کن به معموره جان و دل
قلم در قلم حرف افلاک کش
خط اندر خط نسخه خاک کش
برو ترک این هفت منزل بگوی
بیا دست ازین مار نهسر بشوی
دو چشم از سر میپرستی برآر
چو عین بتان سر به مستی برآر
تو شمعی و پروانهات مست جان
تو گنجی و ویرانهات لامکان
چو بنمود بر گنبد لاجورد
ز فیروزه سبز یاقوت زرد
گو پیلتن سام زرین کلاه
ز روی شکوه اندر آمد به گاه
بزرگان و شاهان عالی مقام
به خدمت ستادند در پیش سام
قمرتاش چینینسب را بخواند
بر اورنگ فغفور چینش نشاند
همه ملک فغفور و توران زمین
بدو داد با دخت خاقان چین
پس آنگه یکی جشن شاهانه ساخت
سر سروران از فلک برفراخت
سپه دادش و رایت و تخت زر
کلاه کیانی و طوق و کمر
در گنج فغفور چین برگشاد
کمربستگان را زر و سیم داد
چو جمشید بزم طرب ساز کرد
چو خورشید زربخشی آغاز کرد
رها کرد زندانیان را ز بند
برآورد رای دل مستمند
سر زیردستان به مه برکشید
سرافکندگان را به که برکشید
ز طالم امان داد مظلوم را
به محرم رسانید محروم را
بفرمود تا ساقی سمیتن
به ساغر درآرد عقیق یمن
در آب افکند آتش ناب را
به جوش آورد آتش و آب را
چو ساقی به می روی ساقی نشست
گل احمر از باغ مجلس برست
نواگر بتان در خروش آمدند
پریچهرگان بادهنوش آمدند
گرهگیر مویان شنگول شنگ
کشیدند زلف گرهگیر چنگ
برآورد نی آتش از جان عود
فرو شد دم زهره ز افغان رود
ز آه نی زرد و نای سیاه
فغان رهساز بر شد به ماه
نی آهزن دم به دم راهزن
دف چنبرین چرخ را راهزن
زده چنگ چینی ره عقل و دین
شده طره چینیان پر ز چین
کف مهرخان مطلع آفتاب
ز دست مغنی در افغان رباب
ز گردش به جان آمده جام می
شده مست جام طرب شاه کی
شکرفان مشاعلفروز آمدند
معنبرخطان عودسوز آمدند
به ناگه جهانپهلوان می پرست
نگه کرد قلواد را دید مست
چو آن شمع گریان و با سوز و تاب
ز چشم گهرریز میریخت آب
بپرسید کای مونس جان من
منور به تو قصر و ایوان من
دلت همچنان است با دلستان
بگو روشن از من چه داری نهان
زمین را ببوسید و قلواد گفت
که آتش به پنبه نشاید نهفت
چو دلبر به دست غمم باز داد
مرا هاتف غیب آواز داد
که از یار دل برنشاید گرفت
از اغیار دلبر نشاید گرفت
به امید جانان همی جان دهم
همان به که جان را به جانان دهم
خوشا هر که شد کشته در پای دوست
چه باکست زان کس که مقبول اوست
چو داری ز حال ضعیفان خبر
به قلواد و قلوش گهی درنگر
مشو غافل ای پهلو از حال ما
نکو درنگر فال و احوال ما
که ما هم نواساز این پردهایم
درین ره دل و دین فدا کردهایم
چو کام قمرتاش کردی روا
برآور مراد دل ریش ما
چو این نکته بشنید فرخنده شاه
دلش داد و گفت ای فروزنده ماه
ز گرمی مده آتش دل به باد
که شمع از زبان میدهد سر به باد
چو خور بر زند سر ز دریای چین
رخ آریم چون خور به خاور زمین
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل در وصف سفر روحانی و جستجوی حقیقت است. شاعر به زیباییهای عالم و عشق به معشوق اشاره میکند و از مسافرت از دنیای مادی به دنیای معنوی سخن میگوید. او همچنین به جشن و شادی در دربار سام و مراسمهای شکوهمند اشاره میکند، جایی که بزرگان و شاهان محترم حضور دارند. در این جشن، حال و هوای طرب و شادی برقرار است و نی و دف مینوازند. شاعر به عشق و دلباختگی نیز اشاره میکند و به اهمیت وفاداری به محبوب و درد جدایی میپردازد. در نهایت بر اهمیت توجه به حال دیگران و درک عواطف انسانی تأکید میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به ستارهای به نام «سهیل» و به جواهر «عقیق» اشاره میکند. او این دو را به عنوان نمادهای زیبایی و ارزشمند بودن معرفی میکند. در واقع، شاعر از ستارهای در آسمان و سنگ قیمتی یاد میکند که با وجود فاصله و تفاوت، هر یک به نوعی درخشش و شکوه خاص خود را دارند.
هوش مصنوعی: از دنیای مادی و ظاهری جدا شو و به عمق وجود و احساسات خود سفر کن.
هوش مصنوعی: قلم در دستان هنرمند، افکار و ایدههای آسمانی را به تصویر میکشد و در هر خط، داستان زمین و زندگی را به ثبت میرساند.
هوش مصنوعی: از این هفت مرحله عبور کن و به من بگو، تا دستت را از این زهر مار که به تو آسیب میزند، بشویی.
هوش مصنوعی: دو چشم تو به گونهای است که وقتی به کسی نگاه میکنی، او را مانند پرستشی بزرگ میپرستی. بر افراز و به حالت مستی به او خیره شو، مانند بتهای زیبا که نگاه را جلب میکنند.
هوش مصنوعی: تو مانند شمعی هستی و پروانه عاشق دور تو میچرخد. جان تو گنجی ارزشمند است و ویرانی تو بیپایان و نامحدود است.
هوش مصنوعی: وقتی که آسمان به رنگ آبی لاجوردی درمیآید، رنگ سبز فیروزهای و زرد یاقوت بر آن نمایان میشود.
هوش مصنوعی: پرچم قهرمانی سام، با شکوه و زرین بر سرش، در میدان مسابقه برافراشته شد.
هوش مصنوعی: شاهان و بزرگان ارجمند برای احترام و خدمت به سام حاضر شدند.
هوش مصنوعی: ماه زیبای چینی با صدای دلنشینش بر تخت سلطنت فغفور چین نشسته است.
هوش مصنوعی: تمامی kingdoms و سرزمین توران را به او سپردند، به همراه دختر خاقان چین.
هوش مصنوعی: سپس یک جشن بزرگی برای شاه ترتیب داد و سروران را از آسمان به سمت آن جشن دعوت کرد.
هوش مصنوعی: سربازانش را فرستاد و پرچم و تخت طلا را به او داد، همچنین کلاه کیانی و گردنبند و کمربند را نیز به او سپرد.
هوش مصنوعی: در گنج بزرگ چین، در بسته شدن بدست آمده، به کسانی که زحمت کشیده و آماده بودند، طلا و نقره بخشیدند.
هوش مصنوعی: وقتی جمشید جشن و سروری را آغاز کرد، مانند خورشید درخشانی بود که نور و شادی را پخش میکند.
هوش مصنوعی: دل غمزده و نیازمند، زندانیان را از قید و بند رها کرد و آرزوهایش را به پرواز درآورد.
هوش مصنوعی: او به کسانی که در زندگی شکست خوردهاند و احساس حقارت میکنند، کمک میکند و آنها را برمیافرازد.
هوش مصنوعی: از ظلم و ستم نجات یافت، و به کسی که در تنگنا بود، کمک رساند.
هوش مصنوعی: ساقی را دستور داد که عقیق یمن را در جام بریزد.
هوش مصنوعی: آتش سوزان در آب انداخته شد و باعث شد که هم آب به جوش بیاید و هم آتش به خروش درآید.
هوش مصنوعی: زمانی که ساقی با شراب زیبا و دلپذیرش در مجلس نشسته است، گلی سرخ از باغ زیبایی به جمع ما آمده است.
هوش مصنوعی: وقتی زیباییها به جنب و جوش درآمدند، جذابان خوشچهره هم به جشن و میگساری آمدند.
هوش مصنوعی: شخصی که موهای شنگول و پیچیده دارد، زلفهایش به مانند گرهای در چنگاند.
هوش مصنوعی: آتش از وجود عود بلند شد و نفس زهره به خاطر صدای افغان خاموش گردید.
هوش مصنوعی: از صدای نی زرد و ساز سیاه، نجوای دلانگیزی به وجود آمد که راه را روشن کرد و به اوج زیبایی رسید.
هوش مصنوعی: در اینجا به توصیف کسی پرداخته شده که به طور مداوم و بیوقفه در حال غم و اندوه است. او مانند یک دزد، در حال گشت و گذار در دنیای زندگی است و به نظر میرسد که در حال تخریب و از بین بردن شادیها و لحظات خوب میباشد. این تصویر، به نوعی نشاندهنده ناتوانی در فرار از مشکلات و چرخشهای زندگی است.
هوش مصنوعی: عقل و دین هر دو تحت تأثیر زیباییها و جذابیتهای ظاهری قرار گرفتهاند و این زیباییها مانند مویی چیندار و موزون، دلها را متوجه خود میکند.
هوش مصنوعی: صورت زیبا و دلنشین مانند آفتاب است و صدای دلانگیز ساز که از دست نوازنده به گوش میرسد، جلب توجه میکند.
هوش مصنوعی: به خاطر چرخش زندگی و مشکلاتش، دل من از شراب و مستی خسته شده است. دیگر نمیتوانم شاداب و خوشحال باشم.
هوش مصنوعی: شیرینزبانان مانند مشعلهایی درخشان حاضر شدند و عطر خوش عود از وجودشان پخش شد.
هوش مصنوعی: ناگهان، پهلوان بزرگ جهان به قلواد نگاه کرد و متوجه شد که او در حال مستی است.
هوش مصنوعی: چنان بود که آن شمع با شعف و اشک، از چشمانش قطرات گرانبهایی به زمین میریخت.
هوش مصنوعی: سوالی کردی که ای همراز و شریک جان من، به خاطر تو است که قصر و خانهام روشن و دلانگیز است.
هوش مصنوعی: دل تو همچنان به یاد محبوب است، بگو که از من چه چیزهای پنهانی در دل داری.
هوش مصنوعی: زمین را ببوسید و قلواد گفت که آتش را نمیتوان در پنبه پنهان کرد. در اینجا منظور این است که باید به اصول و ارزشها احترام گذاشت و نمیتوان چیزهای خطرناک و ویرانگر را پنهان کرد.
هوش مصنوعی: وقتی محبوبم به من اجازه بازگشت به حالت غمگین را داد، ناگهان صدایی از عالم غیب به من رسید.
هوش مصنوعی: اگر نتوانی دل را از محبوب خود بگیری، پس از دیگران هم نمیتوانی دل ببری.
هوش مصنوعی: به خاطر معشوقم جانم را فدای او میکنم، زیرا بهترین کار این است که جانم را برای محبوب تقدیم کنم.
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که در راه عشق دوست جان میدهد؛ چه اهمیتی دارد که او به چه کسی مقبول است.
هوش مصنوعی: اگر از حال و روز ضعیفان باخبر هستی، به تندروی و شتاب زدگی خودت نپرداز و گاهی به آنها نگاهی داشته باش.
هوش مصنوعی: ای دوست، غافل مباش و از وضعیت ما غافل نشو. به نشانهها و شرایط ما توجه کن.
هوش مصنوعی: ما نیز در این مسیر به عنوان نوآوران و سازندگان این فضا فعالیت میکنیم و برای عشق و ایمانمان جان دادهایم.
هوش مصنوعی: وقتی آرزوی محبوبت را برآورده کردی، امیدوارم که خواستههای دل شکسته ما نیز برآورده شود.
هوش مصنوعی: پس از اینکه این نکته را شنید، شاه خوشدل با دلگرمی گفت: ای ماه تابناک!
هوش مصنوعی: برای اینکه آتش دل را به باد ندهی، از شدت احساساتت نپرهیز؛ چرا که شمع از گرمای خود به باد میسپارد و خاموش میشود.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از دریای چین طلوع میکند، ما هم مانند آن خورشید در سمت شرق زمین ظاهر خواهیم شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.