گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی

سر سبزی خط سیهت سر بسر از موی

جز پرتو رخسار تو از طره شبرنگ

هرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی

بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوش

افکنده دو صد سلسله بر یکدگر از موی

بی‌موی میانت تن من در شب هجران

چون موی میانت شده باریکتر از موی

موئی ز میانت سر موئی نکند فرق

تا ساخته‌ئی موی میانرا کمر از موی

موئیست دهان تو و از موی شکافی

هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی

بیرون ز میان تو که ماننده موئیست

کس بر تن سیمینت نبیند اثر از موی

خواجو چو بوصف دهنت موی شکافد

یک نکته نگوید ز دهانت مگر از موی

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا محبی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲۱ دی ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۵۳ نوشته:

در نسخ خطی که متعلق به بیش از پانصد سال پیش است وبه خط یکی از خوشنویسان بزرگ(میرعلی هروی) آن را تحریر نموده و در کتاب تذکره خوشنویسان نیز چاپ گردیده مصرع اول بیت دوم چنین آمده
( جز عارض سیمین تو از طره شبرنگ هرگز نشنیدم طلوع قمر از مو) که بسیار زیبا تر وصحیح تر بنظر میرسد لطفا تأمل بفرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.