گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ای صبا با بلبل خوشگوی گوی

می‌نماید لالهٔ خود روی روی

صبحدم در باغ اگر دستت دهد

خوش برآ چون سرو و طرف جوی جوی

هر زمان کز دوستان یاد آورم

خون روان گردد ز چشمم جوی جوی

ای تن از جان بر دل چون نال نال

وی دل از غم بر تن چون موی موی

دست آن شمشاد ساغر گیر گیر

سوی آن سرو صنوبر پوی پوی

حلقه‌های زلفش از گل برفکن

دسته‌های سنبل خوش بوی بوی

می‌خورد از جام لعلش باده خون

می‌برد ز افعی زلفش موی موی

حال چوگان چون نمی‌دانی که چیست

ای نصیحت گو بترک گوی گوی

چون بوصلت نیست خواجو دسترس

باز کن زان دلبر بد خوی خوی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

حمیدرضا در ‫۱۳ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۲۸ مهر ۱۳۸۷، ساعت ۲۱:۲۸ نوشته:

دو قافیه دارد و قافیه‌های هر بیت یک کلمه هستند. این صنعت اسم خاصی دارد؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.