گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی

رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی

با کمال قدرتت بر عرصهٔ ملک قدم

هر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی

طور سینا با تجلی جمالت ذره‌ئی

پور سینا در بیان کبریایت ابکمی

کاف و نون از نسخهٔ دیوان حکمت نکته‌ئی

بحر و کان از موج دریای عطایت شبنمی

از قدم دم چون توانم زد که در راه تو هست

ز اول صبح ازل تا آخر محشر دمی

ای بتیغ ابتلایت هر شکاری شبلئی

وی بمیدان بلایت هر سواری ادهمی

تشنگانرا از تو هر زهری و رای شربتی

خستگانرا از تو هر زخمی بجای مرهمی

رفته هر گامی بعزم طور قربت موسیئی

خورده هر جامی ز دست ساقی شوقت جمی

هر بتی در راهت از روی حقیقت کعبه‌ئی

هر نمی از ناودان چشم خواجو زمزمی

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

بهروز در ‫۶ سال و ۱۰ ماه قبل، جمعه ۵ دی ۱۳۹۳، ساعت ۰۲:۱۷ نوشته:

واقعاافتخارمیکنم به پیشینیانمون که اینقدرحواسشون جمع بود وهوشیارانه زندگی کرده اند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
فهیم السادات سالکی در ‫۵ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۸ آبان ۱۳۹۴، ساعت ۱۹:۰۳ نوشته:

مرحوم استادجعفری دریکی از دروس خود با عنوان شناخت نعمات خداوند,این غزل زیبا را خواندند,و اظهار تاسف کردند از اینکه با آنکه ادبیات ما پر از حکمت است,ما ناخلف ها چه کردیم؟میتوان یک کتاب مطلب در باره همین چندبیت نگاشت....روحشان شاد.....

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.