گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ز رارض دار سعدی یا بارق الغوادی

طف حول ربع سلمی یا ذارع البوادی

غافل مشو ز سوزم چون آه سینه دیدی

و اندیشه کن ز آتش چون دود گشت بادی

نار الهموم هاجت من قلبی اشتعالا

ماه الغرام تجری من مد معی کواد

کس را مباد ازینسان حاصل ز درد هجران

بیخویشی و غریبی رندی و نامرادی

فی اضلعی حللتم کالسر فی الجنان

فی مقلتی نزلتم کالنور فی السواد

هر چند بی هدایت واصل نمی‌توان شد

در عشق سالکانرا جز عشق نیست هادی

یا مولعا بهجری لایمکن اصطباری

یا زایرا لغیری ماغبت عن فؤادی

خواجو چونیک نامی در راه عشق ننگست

تا در پی صلاحی میدان که در فسادی

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
منبع اولیه: ویکی‌درج
برای ویرایش و بهبود متن با نام کاربری خود وارد شوید

معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده استmusic_note

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.