گنجور

برای پیشنهاد تصاویر مرتبط با اشعار لازم است ابتدا با نام کاربری خود وارد گنجور شوید.

ورود به گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

میرود آب رخ از بادهٔ گلرنگ مرا

میزند راه خرد زمزمهٔ چنگ مرا

دلق از رق به می لعل گرو خواهم کرد

که می لعل برون آورد از رنگ مرا

من که بر سنگ زدم شیشهٔ تقوی و ورع

محتسب بهر چه بر شیشه زند سنگ مرا

مستم از کوی خرابات ببازار برید

تا همه خلق ببینند بدین رنگ مرا

نام و ننگ ار برود در طلبش باکی نیست

من که بدنام جهانم چه غم از ننگ مرا

ای رخت آینهٔ جان می چون زنگ بیار

تا ز آئینهٔ خاطر ببرد زنگ مرا

مطرب آهنگ چنین تیز چه گیری که کند

جان شیرین بلب لعل تو آهنگ مرا

نشد از گوش دلم زمزمهٔ نغمهٔ چنگ

تا عنان دل شیدا بشد از چنگ مرا

چون تو در خاطر خواجو بزدی کوس نزول

دو جهان خیمه برون زد ز دل تنگ مرا

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آرش در ‫۸ سال و ۱۱ ماه قبل، چهار شنبه ۶ دی ۱۳۹۱، ساعت ۰۴:۵۷ نوشته:

بیت دوم اشتباه تایپی دارد:
دلق "ارزق" به می لعل گرو خواهم کرد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
صالحی در ‫۳ سال و ۱ ماه قبل، دو شنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۲۱ نوشته:

ازرق صحیح است. جناب حافظ هم از این کلمه استفاده کرده است معنی آن هم آبی، کبود و نیلگون است.
در حدود العالم آمده است :
و ایشان [مردم اندلس ] مردانی اند سپیدپوست و ازرق چشم [چشم آبی]
حافظ میفرماید:
1- پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان
رخصت خبث نداد ارنه حکایت ها بود
اینجا ازرق پوشان، کنایه از صوفیان است که دلق کبود می پوشیده اند.
2- ساغر می بر کفم نه تا ز بر
برکشم این دلق ازرق فام را
در اینجا به معنی دلق کبود رنگ و کنایه از آلوده بودن آن است.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.