گنجور

 
خواجوی کرمانی
 

ترا که طرهٔ مشکین و خط زنگاریست

چه غم ز چهره زرد و سرشک گلناریست

فغان ز مردم چشمت که خون جانم ریخت

چه مردمیست که در عین مردم آزاریست

از آن دو چشم توانای ناتوان عجبست

که خون خسته دلانش غذای بیماریست

بیا که در غم هجر تو کار دیدهٔ من

ز شوق لعل روان برقدت گهرباریست

ندانم این نفس روح بخش جان پرور

نسیم زلف تو یا بوی مشک تاتاریست

شنیده‌ام که ز زر کارها چو زر گردد

مرا چو زر نبود چاره ناله و زاریست

به حضرتی که شهانرا مجال گفتن نیست

چه جای زاری سرگشتگان بازاریست

مده بدست سر زلف دوست خواجو دل

که کار سنبل هندوی او سیه کاریست

چنین که طرهٔ او را شکسته می‌بینی

بزیر هر سرمویش هزار طراریست

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

احمدعلی غلامی در ‫۱۱ ماه قبل، یک شنبه ۲ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۸ نوشته:

با توجه به غزل لسان الغیب حافظ:
بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
که ما دو عاشق زاریم و کار ما زاریست ......
می توان گفت لسان الغیب حافظ این غزل را به استقبال از غزل خواجو کرمانی ساخته و پرداخته است. غزل حافظ در 10 بیت و بسیار روان و دارای تشبیهات دلنشین است و حافظ در چند بیت از این تشبیهات بهره برده و در مقام مقابله با خواجو برآمده است.
1399/09/02

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.