گنجور

 
 
گوهر
مهستی گنجوی

دیدم چو مه و مهر میان کویش

گرمابه زده آبچکان از مویش

گفتم که یکی بوسه دهم بر رویش

زینسو زن من رسید وز آنسو شویش

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از مهستی گنجوی
میبدی

ما را بمران چو سایلان از در خویش

بنگر صنما که عاشقم یا درویش‌

نجم‌الدین رازی

آتش در زن ز کبریا در کویش

تاره نبرد هیچ فضولی سویش

و آن روی چو ماه را بپوش از مویش

تا دیده هر خسی نبیند رویش

مولانا

آتش در زن ز کبریا در کویش

تا ره نبرد هیچ فضولی سویش

آن‌روی چو ماه را بپوش از مویش

تا دیدهٔ هر خسی نبیند رویش

سعدی

همسایه که میل طبع بینی سویش

فردوس برین بود سرا در کویش

وآن را که نخواهی که ببینی رویش

دوزخ باشد بهشت در پهلویش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه