گنجور

 
خاقانی

هم چنین فرد باش خاقانی

کآفتاب این چنین دل افروز است

چه کنی غمزهٔ کمانکش یار

که به تیر جفا جگر دوز است

یار، مویت سپید دید گریخت

که به دزدی دل نوآموز است

آری از صبح دزد بگریزد

کز پی جان سلامت اندوز است

بر سرت جای جای موی سپید

نه ز غدرسپهر کین‌توز است

سایبان است بر تو بخت سپید

آن سپیدی بخت دلسوز است

گرچه مویت سپید شد بی‌وقت

سال عمرت هنور نوروز است

تنگ دل چون شوی ز موی سپید

که در افزای عمرت امروز است

شب کوته که صبح زود دمد

نه نشان از درازی روز است

تو جهان خور چو نوح مشکن از آنک

سام بر خیل حام پیروز است

طعن نادان نصیحت داناست

زدن یوزه عبرت یوز است

نام بردار شرق و غرب تویی

که حدیثت چو غیب مرموز است

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
نظامی

که‌این فسون را که چینی‌آموز است

جامه نو کن که فصل نوروز است

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظامی
عطار

هر که را ذره‌ای ازین سوز است

دی و فرداش نقد امروز است

هست مرد حقیقت ابن‌الوقت

لاجرم بر دو کون پیروز است

چون همه چیز نیست جز یک چیز

[...]

امیرعلیشیر نوایی

هر که او راست گشت و روشن دل

در سیه روز دهر بد روز است

شمع کو راست است و بزم افروز

تا دم مردنش همه سوز است

شیخ بهایی

همچنین فرد باش خاقانی

کافتاب اینچنین دل افروز است

یار موی سفید دید و گریخت

که بدزدی دلش نوآموز است

آری از صبح دزد بگریزد

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه