شاکرم از عزلتی که فاقه و فقر است
فارغم از دولتی که نعمت و ناز است
خون ز رگ آرزو براندم و زین روی
رفت ز من آن تبی کز آتش آز است
بر قد همت قبای عزله بریدم
گرچه به بالای روزگار دراز است
تا کی جوئی طراز آستی من
نیست مرا آستین چه جای طراز است
دور فلک را به گرد من نرسد وهم
گرچه مهندس نهاد و شعوذه باز است
من به صفت کدخدای حجرهٔ رازم
شکل فلک چیست حلقهٔ در راز است
دهر نه جای من است بگذرم از وی
مسکن زاغان نه آشیانهٔ باز است
از تک و تازم ندامت است که آخر
نیستی است آنچه حاصل تک و تاز است
آقچهٔ زر گر هزار سال بماند
عاقبتش جای هم دهانه گاز است
خواه ظلم پاش خواه نور گزین پس
دیدهٔ خاقانی از زمانه فراز است
کار من آن به که این و آن نه طرازند
کانکه مرا آفرید کار طراز است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از وضعیت عزلت و فقر خود اظهار شکرگزاری میکند و از زندگی در نعمت و آسایش دوری انتخاب میکند. او با یادآوری آرزوهایش، از آتش آز و تمایلات دنیوی فاصله میگیرد و بر اصول همت و ویژگیهای فردی خود تأکید میکند. شاعر به بیمعنایی تلاشهای دنیا و تاثیرات دور فلک اشاره میکند و میگوید که زندگی مادی و تلاش برای جمعآوری ثروت، در نهایت به جایی نمیرسد. او به این نتیجه میرسد که باید از دنیا بگذرد و قرار نیست در آن جا بماند. در نهایت، او به خالق خود اشاره میکند و به این نکته میپردازد که کار واقعی و ارزشمند، تابع اراده و تقدیر الهی است.
هوش مصنوعی: سپاسگزارم از تنهايی که مرا از گرسنگی و فقر دور کرده است و از دولتی که سرشار از نعمت و آسایش است، دلخور و بینیازم.
هوش مصنوعی: به خاطر آرزوهایم، غم و اندوهی در وجودم ایجاد شد که باعث شد احساساتم شدیدتر و آتشینتر شوند و در نتیجه، آن تمایل و اشتیاقی که به خاطر آز و حرص داشتم، از من دور شد.
هوش مصنوعی: من با تلاشی بلند، زینت و زیبایی خود را سامان دادم، هرچند که زندگی و روزگار برایم چالشهای زیادی دارد.
هوش مصنوعی: چرا دائم به دنبال نشانههایی هستی که من ندارم؟ من هیچ آستینی ندارم که نشاندهندهای برای تو باشد.
هوش مصنوعی: دوران و گردش زمان به من نزدیک نمیشود، هرچند که مهندس و سازنده آن وجود دارد و به هر ترفند و سحری متوسل شده است.
هوش مصنوعی: من به ویژگیهای شخصیتیام مانند کدخدای یک راز کوچک هستم و نمیدانم چه شکلی دارد. حلقهٔ در این راز به من نشان میدهد که چه چیزی در پشت آن پنهان است.
هوش مصنوعی: دنیا جای مناسبی برای من نیست، بنابراین از آن عبور میکنم. زندگی زاغها نیست؛ اینجا خانهی پرندگان آزاد نیست.
هوش مصنوعی: از شتاب و عجلهام پشیمانم، زیرا در نهایت، آنچه از این تلاش به دست میآید، فانی و بیارزش است.
هوش مصنوعی: حتی اگر یک چیز گرانبها و ارزشمند برای مدت طولانی باقی بماند، در نهایت به سرنوشت نامطلوبی دچار میشود و هیچ چیز جاودانه نیست.
هوش مصنوعی: هرچه بر تو بگذرد، چه ظلم و ستم باشد و چه نور و روشنی، در هر حال نگاه خاقانی فراتر از آنچه در این دنیا میگذرد است.
هوش مصنوعی: من وظیفهام این است که به کارهایی بپردازم که از نظر من ارزشمند و با اهمیت هستند، نه اینکه به قضاوتها و معیارهای دیگران توجه کنم؛ زیرا آفریدگار من، خود معیار و استاندارد واقعی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.