گنجور

 
خاقانی

راز دارم مرا ز دست مده

بی‌خودان را به خودپرست مده

نجده ساز از دل شکسته‌دلان

این چنین نجده را شکست مده

شست تو همت است و صید تو مال

صید بدهی رواست، شست مده

مهرهٔ مار بهر مار زده است

به کسی کز گزند رست مده

عافیت کیمیاست دولت خاک

کیمیا را به خاک پست مده

گنج معنی توراست خاقانی

شو کلیدش به هرکه هست مده

پایگه یافتی، به پای مزن

دستگه یافتی ز دست مده

میده تنها توراست تنها خور

به سگان ده، به هم نشست مده

شمع غیبی به پیش کور مسوز

تیغ عقلی به دست مست مده

 
 
 
sunny dark_mode