گنجور

شمارهٔ ۲۹۱ - در تعریض بر پندار رازی

 
خاقانی
خاقانی » دیوان اشعار » قطعات
 

زین کلک من که سحر طرازی است راستین

دست زمانه رسات طرازی بر آستین

سردار اهل فضلم و بندار نظم و نثر

آرد سجود من سر بندار ری نشین

بندار چون ز ری سوی تبریز می‌رسد

نان جوین خورد از آن و اکمه زین

من کامدم ز خطهٔ تبریز سوی ری

از خوشهٔ سپهر خورم نان گندمین

چونان که جو ز گندم دور است از قیاس

شعرش به شعر من به قیاس است هم چنین

با بان آهوان که گزیند پلنگ‌مشک

بر شان انگبین که گزیند ترنجبین

با این بیان ز وصف تو امروز عاجزم

کو جنتی است آمده ز افلاک بر زمین

پشت عراق و روی خراسان ری است ری

پشتی چه راست دارد و روئی چه نازنین

از سین سحر نکتهٔ بکر آفرین منم

چون حق تعالی از ری بر رحمت آفرین

بر صانعی که روی بهشت آفرید و ری

خاقانی آفرین خوان، خاقانی آفرین



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.