دوش آن زمان که چشمهٔ زراب آسمان
سیمابوار زین سوی چاه زمین گریخت
مه را گرفته دیدم گفتم ز تیغ میر
جرم فلک پس سپر آهنین گریخت
لرزان ستارگان ز حسام حسام دین
چون سگ گزیدهای که ز ماء معین گریخت
سیمرغ دولت از فزع دیو گوهران
در گوهر حسام سلیمان نگین گریخت
حرزی است کز قلادهٔ اهریمن خبیث
بگسست و در حمایل روح المین گریخت
ترسان عروس ملک چو دخت فراسیاب
در ظل پهلوان تهمتن مکین گریخت
طفلی است ماهروی که از مار حمیری
در ماه رایت پسر آبتین گریخت
شمشیر دین نگر که ز شمشیری اهرمن
همچون سروش مرگ ز صور پسین گریخت
خاقانی از تحکم شمشیر حادثات
اندر پناه همت شمشیر دین گریخت
پندار موری از فزع نیش سگ مگش
اندر مشبک مگس انگبین گریخت
یا عنکبوت غار ز آسیب پای پیل
اندر حریم کعبهٔ پیل آفرین گریخت
چون رنجه شد بپرسش من رنج شد ز تن
گفتی که جم درآمد و دیو لعین گریخت
از من گریخت حادثه ز اقبال او چنانک
علت ز باد عیسی گردون نشین گریخت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف لحظاتی پرداخته که پدیدهها و موجودات مختلف از ترس و وحشت به جایی امن یا پناهگاه خود میگریزند. او از چشمههای آسمانی، ستارگان و سیمرغ سخن میگوید که از دیوها و خطرات میهراسند و به دنبال جایی امن به حرکت درمیآیند. همچنین به احساس ترس و اضطراب در شخصیتهایی مانند عروس ملک و فرزندی ماهروی اشاره میکند که تحت تأثیر نیرویی مخرّب قرار میگیرند. در نهایت، شاعر به خود نیز اشاره دارد و بیان میکند که او در مواجهه با حوادث و مشکلات زندگی، به حمایت و قدرت دین پناه میبرد. این شعر مفاهیم ترس، جستجوی امنیت و امید را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: شب گذشته، زمانی که چشمهٔ طلایی آسمان مانند جیوه از سوی چاه زمین فرار کرد،
هوش مصنوعی: من مه را در حالتی دیدم که گویا به وسیلهای چنان برش خورده است که زخمهایی بر آن افتاده، و از این بابت گفتم که ستارههای آسمان با قدرت خود چه بلایی بر سر آن آوردهاند، به همین خاطر خیال کردم که شاید سلاحهای قوی و محکم از آن دور شدهاند.
هوش مصنوعی: ستارگان به علت تیزی شمشیری که به نام حسام دین مشهور است، میلرزند، مانند سگی که از آب زلال و پاک فرار کرده باشد.
هوش مصنوعی: پرندهای بزرگ و حکمتآمیز از ترس دیوان به جستجوی گوهری با ارزش و با significat از حسام سلیمان (شمشیری که متعلق به سلیمان بود) فرار کرد.
هوش مصنوعی: این جمله به مفهوم شکست یک زنجیر یا قید منحوس اشاره دارد که از گردن شیطانی جدا شده و به سوی روحی پاک و عزیز فرار کرده است. یعنی در اینجا، رهایی از زشتیها و رسیدن به حالت پاکی و نورانیت مد نظر است.
هوش مصنوعی: عروس ملک، مانند دختر فراسیاب، از ترس در سایه پهلوان تهمتن پنهان شده است و از او فرار کرده است.
هوش مصنوعی: طفلی زیبا و نازنینی وجود دارد که از خطر یک مار بزرگ و خطرناک در ماه به سمت پدرش، آبتین، فرار میکند.
هوش مصنوعی: به نگاه کن به شمشیر دین که مانند سروش، به دور از شمشیر اهریمن و مرگ، از صدا و نفسی که بعد از مرگ میآید، فرار میکند.
هوش مصنوعی: خاقانی از سر سختی و مشکلات زندگی به وسیله اراده و تلاش خود، به سوی ایمان و دیانت پناه برد.
هوش مصنوعی: تصور نکن که چون ترسیدهای، از دندان سگ به جاهای باریک فرار کنی و به دنبال مگسی بگردی که عسل را حمل میکند.
هوش مصنوعی: عقاب کوچک که در غار خودش زندگی میکند، از صدماتی که پاهای فیل به او میزند، به سرعت فرار میکند و به حرم کعبهای که فیل را آفریده است، پناه میبرد.
هوش مصنوعی: زمانی که او از من آزار دید و رنج برد، نتوانستم از او سوالی بپرسم. او همچنین گفت که جم (پادشاهی افسانهای) آمد و دیو لعنتی فرار کرد.
هوش مصنوعی: حادثهای که به من مربوط بود، به طرز عجیبی از دست من فرار کرد، درست مانند اینکه علت و دلیل آن به اندازهای ناپایدار است که به راحتی از دست باد فرار میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاکی دلم که در لب آن نازنین گریخت
تشنه است کاندر آبخور آتشین گریخت
نالم چو ز آب آتش و جوشم چو ز آتش آب
تا دل در آب و آتش آن نازنین گریخت
آدم فریب گندمگون عارضی بدید
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.