در دو عالم کار ما داریم کز غم فارغیم
الصبوح ای دل که از کار دو عالم فارغیم
کم زدیم و عالم خاکی به خاکی باختیم
و آن دگر عالم گرو دادیم و از کم فارغیم
عقل اگر در کشتزار خاک آدم ده کیاست
ما چنان کز عقل بیزاریم از آدم فارغیم
خاک عشق از خون عقلی به که غمبار آورد
ما که ترک عقل گفتیم از همه غم فارغیم
عشق داریم از جهان گر جان مباشد گو مباش
چون سلیمان حاضر است تخت و خاتم فارغیم
همدم ما گر به بوی جرعه مستی شد تمام
ما به دریا نیم مستیم و ز همدم فارغیم
محرم از بهر نهان کاران به کار آید حریف
ما که می پیدا خوریم از کار محرم فارغیم
این لب خاکین ما را در سفالی باده ده
جام جم بر سنگ زن کز جام و از جم فارغیم
چرخ و اختر چیست طاق آرایشی و طارمی است
ما خراب دوستیم از طاق و طارم فارغیم
تن سپر کردیم پیش تیر باران جفا
هرچه زخم آید ببوسیم و ز مرهم فارغیم
گر شما دین و دلی دارید و از ما فارغید
ما نه دین داریم و نه دل وز شما هم فارغیم
چند دام از زهد سازی و دم از طاعت زنی
ما هم از دام تو دوریم و هم از دم فارغیم
لاف آزادی زنی با ما مزن باری که ما
از امید جنت و بیم جهنم فارغیم
چند یاد از کعبه و زمزم کنی خاقانیا
باده ده کز کعبه آزاد و ز زمزم فارغیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره رهایی از دغدغههای دنیا و عشق به معشوق است. شاعر بیان میکند که از مشکلات و غمهای دو عالم رها شدهاند و بر این اساس به حالت عشق و مستی رسیدهاند. او به عقل و زهد که برایش بیفایدهاند، بیاعتناست و خود را از همه این مسائل بینیاز میداند. او بر این باور است که عشق و مستی از زیباییهای زندگیاند و مهم نیست که دیگران چه نظری درباره دین یا زهد دارند. در نهایت، شاعر دعوت میکند تا به جای پرداختن به مسائل دنیا، به لذت عشق و شراب و رهایی پرداخته شود.
هوش مصنوعی: ما در این دنیا و دنیای دیگر مشغول کارهایی هستیم که از غمها و دردها آزاد هستیم. ای دل، صبح فرا رسیده و ما از همه کارهای این دو عالم رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: ما کمی از خود کاستهایم و در این دنیای مادّی به خاک سپردهایم. در عوض، به چیزی دیگر دست پیدا کردیم و از آن کمبود رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: اگر عقل در زمین وجود انسان به بار نشیند و حکمت بیاورد، ما از آن حکمت و عقل بیزاریم و از جنس انسانیت بینیاز هستیم.
هوش مصنوعی: محبت و عشق، از دل عقل و فکر انسان زاده میشود و این احساسات گاهی بسیار غمانگیز هستند. ما افرادی هستیم که به خاطر عشق، از عقل و تفکر خود دوری میکنیم و فکر میکنیم که به این ترتیب از تمام غمها و ناراحتیها آزاد هستیم.
هوش مصنوعی: اگر عشق ما به دنیا وابسته باشد، حتی اگر جان هم نباشد، مهم نیست. چون مثل سلیمان که دارای تخت و انگشتر بود، ما از آن دنیا بینیازیم و همچنان راضی هستیم.
هوش مصنوعی: اگر یار ما به بوی شراب مست شده باشد، ما هم به اندازهی او مست نیستیم و از او بیخبر و جدا شدهایم.
هوش مصنوعی: محرم برای کسانی که کارهای پنهانی دارند مفید است. اما ما، که در مینوشیم و به لذت میپردازیم، از کارهای این افراد بیخبر و فارغ هستیم.
هوش مصنوعی: این لب خاکی ما را در ظرفی سفالی پر از شراب جام جم قرار بده و بر سنگ بزن، چرا که ما از نوشیدن و از جم بینیازیم.
هوش مصنوعی: چرخ و ستاره چه ارزشی دارند وقتی که ما دل در گرو دوست داریم و از زیباییهای دنیا بینیاز هستیم.
هوش مصنوعی: ما برای مقابله با آزار و ستم خود را آماده کردهایم و هر زخم و آسیبی که بر ما وارد میشود را با عشق میپذیریم و نیازی به درمان و مرهم نداریم.
هوش مصنوعی: اگر شما ایمان و احساسی دارید و از ما بیخبر هستید، ما نه ایمان داریم و نه احساسی، و ما هم از شما بیخبر هستیم.
هوش مصنوعی: ما از تظاهر به دینداری و اطاعت کنارهگیری کردهایم و نه در دام فریب تو اسیر شدهایم و نه به نفس خود مشغولیم.
هوش مصنوعی: به ما درباره آزادی خود نبالید، زیرا ما از امید به بهشت و ترس از جهنم رهایی یافتهایم.
هوش مصنوعی: برای چه مدت به یاد کعبه و آب زمزم هستی؟ ای پادشاه، میریزان که ما از کعبه رها و از زمزم بینیاز هستیم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ما ز اهل عالمیم اما ز عالم فارغیم
از غم و شادی و نوروز و محرم فارغیم
چون گل کاغذ به رنگ خشک قانع گشته ایم
از تریهای سحاب و ناز شبنم فارغیم
ما به خون چون لاله داغ خویش را به می کنیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.