شمع شبها به جز خیال تو نیست
باغ جانها به جز جمال تو نیست
رو که خورشید عشق را همه روز
طالعی به ز اتصال تو نیست
شو که سلطان فتنه را همه سال
سپهی به ز زلف و خال تو نیست
رخش شوخی مران که عالم را
طاقت ضربت دوال تو نیست
سغبهٔ وعدهٔ محال توام
کیست کو سغبهٔ محال تو نیست
همه روز ار ز روی تو دورست
همه شب خالی از خیال تو نیست
ز آرزوها که داشت خاقانی
هیچ و همی به جز وصال تو نیست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ابراز عشق و longing شاعر به معشوق میپردازد. شاعر میگوید که شبها بدون خیال محبوب بیمعناست و باغ جانها فقط با زیبایی او زندگی مییابد. نور خورشید عشق فقط به واسطه این اتصال ممکن است و هیچ چیز نمیتواند به زیبایی و جذابیت محبوب برسد. او همچنین تأکید میکند که عالم تاب ضربههای دلکش محبوب را ندارد و از وعدههای غیرقابل دسترسش سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که حتی اگر از روی محبوب دور باشد، شبها هیچگاه خالی از خیال او نخواهد بود و هیچ آرزویی جز وصال محبوبش ندارد.
هوش مصنوعی: شمعها در شبها فقط به یاد تو میفروزند و درختان باغ زندگی بدون زیبایی تو هیچ معنایی ندارند.
هوش مصنوعی: در زندگی، عشق همچون خورشید همواره در حال درخشش است و هیچ چیزی نمیتواند به پای اتصال و نزدیکی تو برسد.
هوش مصنوعی: همه سال در دنیا چه آشفتگی و گرفتاریهایی وجود دارد، اما این مشکلات هیچگاه به زیباییها و جذابیتهای عشق تو وابسته نیستند.
هوش مصنوعی: صورت خود را به بازی مگیر، زیرا تحمل ضربههای تو برای جهان طاقتفرساست.
هوش مصنوعی: کیست که بتواند از وعده ناممکنی که تو دادهای، چشمپوشی کند یا به آن بیاعتنا باشد؟
هوش مصنوعی: هر روز اگر از چهره تو دور باشم، شبها هیچ وقت از یاد تو خالی نیستم.
هوش مصنوعی: خاقانی هیچ آرزویی ندارد و تنها چیزی که برایش اهمیت دارد، رسیدن به توست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.