|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات
|
|
راهنمای نوار ابزار
|
|
پیشخان کاربر
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر
|
|
اعلانهای کاربر
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه)
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور
|
|
لغزش به پایین صفحه
|
|
لغزش به بالای صفحه
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور
|
|
نشان کردن شعر جاری
|
|
ویرایش شعر جاری
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری
|
|
شعر یا بخش قبلی
|
|
شعر یا بخش بعدی
|
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به شدت احساسات خود را درباره عشق و حسرتش بیان کرده است. او میگوید که سینهاش پر از آتش عشق است و چهرهاش از زیبایی پر شده است. عمرش را بیحاصل دانسته و از نبود محبوبش در عذاب است. به نظر میرسد او برای گذشت زمان و از دست رفتهاش غمگین است و میخواهد که عشقش را همچنان تماشا کند، اما در نهایت از فقدان محبوبش حسرت میخورد. در پایان، شاعر به خاقانی اشاره میکند و میگوید که چه سنگینی بر روی دلش است که به خاطر این عشق، اشکهایش ریخته است.
هوش مصنوعی: سینهام پر از آتش عشق توست، همانطور که ابرها از باران پر هستند؛ و چهرهام مانند شمشیری است که از تو زیبایی و جواهرات را به ارث برده است.
هوش مصنوعی: روزهایی از زندگیام گذشت که هیچ نتیجهای جز افسوس و حسرت از تو به جا نماند.
هوش مصنوعی: من به خاطر عمر از دست رفتهام، سوگ و اندوهی خواهم داشت، همانگونه که ابر سیاه از تو غمگین است.
هوش مصنوعی: عشق تو تمام دنیا را تحت تأثیر قرار داده است و وقتی که این عشق را طلب میکنم، حسرتی از تو بر دل دارم.
هوش مصنوعی: چه سنگدلی که خون خاقانی را به زمین ریختی، و در این کار هیچ دریغ نکردی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.