دیده در کار لب و خالش کنم
پیشکش هم جان و هم مالش کنم
کعبهٔ جان او و عید دل هم اوست
جان و دل قربان همه سالش کنم
چون مرا از راه کعبه است این فتوح
بس طواف شکر کهامسالش کنم
ماه من کهاشتر سوار آید به راه
دیده سقا، سینه حمالش کنم
ناقه را چون ماه بر کوهان بود
نام چرخ مشتری فالش کنم
ناقهای کو پای بر یالش نهد
بوسهگه هم پای و هم یالش کنم
گه مهار از رشتهٔ جان سازمش
گه زر رخسار خلخالش کنم
گر دلم سوزد سموم بادیه
بس مفرح کز لب و خالش کنم
کمترین هندوی او خاقانی است
گر پذیرد نام مثقالش کنم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش محبوب خود میپردازد و عشقش را با داستانهای نمادین و تصاویر زیبا توصیف میکند. او خود را آماده میکند تا جان و مالش را برای محبوب فدای کند و او را مانند کعبهای مقدس میبیند. عشق او را به طواف و سعی در قربانی کردن جان و دلش تشبیه میکند و با استفاده از تشبیهات مربوط به ماه و ستارهها، زیبایی محبوب را به تصویر میکشد. شاعر در نهایت خود را به عنوان کمترین خدمتگزار محبوبش معرفی میکند و خواستار توجه و پذیرش اوست.
هوش مصنوعی: چشمم را به خاطر زیبایی لب و چهرهاش فدای او میکنم و هم جانم و هم داراییام را به او تقدیم میکنم.
هوش مصنوعی: عشق و محبت او برای من مانند کعبهای است که باید به آن توجه کنم و به همین دلیل همه سال جان و دل خود را فدای او میکنم.
هوش مصنوعی: چون این پیروزی که به من رسیده، به خاطر راه کعبهٔ جان اوست، پس به جهت شکرگزاری، به طواف کعبه مشغول خواهم شد.
هوش مصنوعی: من به معنی "ماه من" اشاره میکنم که به معشوق یا دوست اشاره دارد، و میگویم که اگر او به مانند شتری بر بالای دلیلی سوار شود، من با دیدن او به شوق میآیم و سینهام را به عنوان بارکش او قرار میدهم، یعنی تمام عشق و محبت خود را نثار او میکنم.
هوش مصنوعی: نُقش ناقه (شتر) را مانند ماهی میبینم که بر گردن کوهانش میدرخشد و من به نشانهٔ زیباییاش میگویم که چرخ مشتری (سیارهٔ زهره) را با او شاد و خوشحال میکنم.
هوش مصنوعی: اگر شتر مادهای که پای خود را بر روی زین میگذارد، برای بوسهام بیاید، هر دو پایش را در کنار هم بر زین قرار میدهم و او را میبوسم.
هوش مصنوعی: گاهی رحلتی از زندگیام میسازم و زمانی دیگر، زیبایی صورتش را با زنجیر طلا، زینت میدهم.
هوش مصنوعی: اگر دلم به خاطر سختیها و مشکلات بسوزد، باید خوشحال باشم از اینکه میتوانم به کمک لب و زیبایی او ([هندوی] معشوق) خود را آرام کنم.
هوش مصنوعی: اگر کمترین هندوستانی او خاقانی را بپذیرد، نامش را به مقدار مثقالی که با وزنسنجی میتوان اندازهگیری کرد، برمیشمارم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چند روزی چاره حالش کنم
جاودان دمساز ابسالش کنم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.