نقش تو خیال برنتابد
حسن تو زوال برنتابد
چون روی تو بینقاب گردد
آفاق جمال برنتابد
از غایت نور عارض تو
آئینه خیال برنتابد
گر بوس تو را کنند قیمت
یک عالم مال برنتابد
منمای مرا جمال ازیراک
دیوانه هلال برنتابد
از بوسه سخن نرانم ایرا
طبع تو محال برنتابد
جان بر تو کنم نثار نینی
صراف سفال برنتابد
خاقانی را مکش چو کشتی
میدان که وبال برنتابد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره دارد و بیانگر تأثیر عمیق و شگفتانگیز او بر شاعر است. شاعر از نقش معشوق در خیال و تأثیر او بر احساسات و تفکر خود صحبت میکند و میگوید که زیبایی او به حدی است که نمیتوان آن را تحمل کرد. همچنین، شاعر ابراز میکند که اگر بوسه معشوق ارزش داشته باشد، میتواند به اندازهی یک دنیا ارزشمند باشد. در نهایت، شاعر از عشق و فداکاریاش برای معشوق میگوید و تأکید میکند که این احساسات و زیباییها عملی محال و فراتر از درک هستند.
هوش مصنوعی: شکوه و زیبایی تو آنقدر درخشان است که هیچ تصوری از تو نمیتواند کمرنگ شود و زیبایی تو هرگز محو نخواهد شد.
هوش مصنوعی: وقتی چهرهی تو بدون پوشش ظاهر شود، زیباییهای جهان تاب تحمل آن را نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: به خاطر شدت درخشندگی چهرهی تو، آینهی خیال نمیتواند آن را تاب بیاورد.
هوش مصنوعی: اگر بوسهی تو را بدهند، هیچ ثروتی نمیتواند ارزش آن را تحمل کند.
هوش مصنوعی: مرا زیبایی تو دیوانه کرده است و هیچ کس نمیتواند از زیبایی تو بگذرد.
هوش مصنوعی: من از بوسه صحبت نمیکنم، زیرا طبیعت تو این موضوع را نمیپذیرد.
هوش مصنوعی: من جانم را فدای تو میکنم، چرا که نینی (نوعی آتش) و صراف (معاملهگر) هر دو توانایی تحمل سفال (حسرت و درد) را ندارند.
هوش مصنوعی: هرگز خاقانی را به خطر نینداز، زیرا او مانند کشتی است که نمیتواند سنگینی را تحمل کند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.