دلبر آن به که کسش نشناسد
نوبر آن به که خسش نشناسد
ماه سی روزه به از چارده شب
که نه سگ نه عسسش نشناسد
مست به عاشق و پوشیده چنانک
کس خمار هوسش نشناسد
دل هم از درد به جانی به از آنک
هر طبیبی مجسش نشناسد
بخبخ آن بُختی سرمست که کس
های و هوی جرسش نشناسد
کو سواری که شود کشتهٔ عشق
عقل داغ فرسش نشناسد
عاشق از روی شناسی به بلاست
خرم آن کس که کسش نشناسد
عشق را مرغ هوائی باید
کاین هواگون قفسش نشناسد
استخوانی طلبد جان همای
که به صحرا مگسش نشناسد
آسمان هرچه بزاید بکشد
زانکه فریادرسش نشناسد
روستم بین که به خون ریز پسر
کند آهنگ و پسش نشناسد
خوش نفس دارد خاقانی لیک
چرخ، قدر نفسش نشناسد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف عشق و زیباییهای آن میپردازد و به ارزشهایی اشاره میکند که در عدم شناخت و مشاهده دیگران شکل میگیرد. او دلبر را با زیباییهایش به تصویر میکشد، به طوری که کسی او را نشناسد و این ناشناسی را به عنوان یکی از جلوههای عشق میداند. عشق را پرواز و آزادی میبیند که در قید و بندهای دنیا محدود نمیشود و از دوری و ناشناسی لذت میبرد. شاعر همچنین بر این نکته تأکید دارد که برخی از بختها و شرایط خاص وجود دارند که فقط برای عاشقان حقیقی قابل تجربه هستند و دیگران هرگز نمیتوانند آن را درک کنند. در نهایت، او به نوعی از تنهایی و جدایی اشاره میکند که در عشق واقعی وجود دارد و تأکید میکند که تنها عاشقان میتوانند به این حقیقت برسند.
هوش مصنوعی: دلبر، یعنی محبوب، باید کسی باشد که کسی او را نشناسد و همچنین گلی که تازه شکفته شده باشد باید آنقدر نادر باشد که کسی آن را نشناسد.
هوش مصنوعی: ماه تمام (سی روزه) از نیمه (چارده شب) بهتر است، زیرا در آن زمان نه کسی او را میشناسد و نه نگهبانان (عسس) بالای سر او هستند.
هوش مصنوعی: عاشق مست است و چنان در عشق فرو رفته که هیچکس حال او را نمیفهمد و نمیتواند تشخیص دهد که او چقدر دلتنگ و هوسباز است.
هوش مصنوعی: دل هم از درد به حالتی رسیده است که به مراتب از آن بهتر است، زیرا هیچ طبیبی نمیتواند درد او را تشخیص دهد.
هوش مصنوعی: خوشا به حال آن بخت شاد و خوشی که کسی صدای خوش او و خبر خوشش را نشناسد، زیرا اگر شناخته شود، شاید دچار حسادت یا آسیب دیگران شود.
هوش مصنوعی: کسی را پیدا کن که به خاطر عشق، تمام عقل و هشیاریاش را از دست بدهد و درد و عذاب ناشی از این عشق را حس نکند.
هوش مصنوعی: عاشق به دلیل شناختی که دارد، به بلا و سختی دچار میشود، اما خوشبخت کسی است که هیچکس او را نشناسد و در نتیجه از مشکلات دور باشد.
هوش مصنوعی: عشق را باید مانند پرندهای دانست که در هوای آزاد پرواز کند، زیرا عشق در قفس محدودیتی نمیپذیرد و آزادی او را به captivity درنمیآورد.
هوش مصنوعی: روح پرندهٔ خوشبخت (همای) به دنبال وجودی خالص و آزاد است که به او اجازه دهد در دشت پرواز کند و مگس (که نماد محدودیت یا چیزهای ناچیز است) او را نشناسد و مزاحمش نشود.
هوش مصنوعی: هر چیزی که آسمان به دنیا بیاورد، به خاطر اینکه کسی نیست که به فریادش برسد و او را نجات دهد، به نابودی کشیده میشود.
هوش مصنوعی: من به خداوندی مینگرم که چنان بیملاحظه است که ممکن است پسر را در حال خونریزی ببیند و باز هم به او هیچ اعتنایی نکند و نشناسد.
هوش مصنوعی: خاقانی دارای نفس خوشی است، اما چرخ (زمان) ارزش و اهمیت آن را نمیشناسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.