روی تو چون نوبهار جلوهگری میکند
زلف تو چون روزگار پردهدری میکند
والله اگر سامری کرد به عمری از آنک
چشم تو از سحرها ماحضری میکند
مفلسی من تو را از بر من میبرد
سرکشی تو مرا از تو بری میکند
گر بکشم که گهی زلف دراز تو را
طرهٔ طرار تو طیرهگری میکند
راضیم از عشق تو گر به دلی راضی است
لیک بدان نیست او جمله بری میکند
عقل نه همتای توست کز تو زند لاف عشق
مینشناسد حریف خیره سری میکند
عشوهگری میکند لعل تو و طرفه آنک
عقل چو خاقانیی عشوه خری میکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل شاعر در مورد زیبایی و محبوبیت معشوقش است. او میگوید که چهره معشوق مانند بهار درخشان است و موهایش شبیه پردهای است که رازها را فاش میکند. شاعر به زیبایی چشمهای معشوق اشاره میکند که مثل سحرگاهها محوکننده است و به این فکر میکند که حتی اگر کسی مثل سامری در عشقش دچار مشکل شود، باز هم زیبایی چشمهای معشوق مدهوشکننده است.
شاعر احساس میکند که عشق معشوق او را از خود بیخبر میکند و از طرفی اگر بخواهد به زلفهای بلند معشوق دست بزند، آن زلفها بازیگری میکنند و او را بیشتر به دردسر میاندازند. او از عشقش راضی است ولی میداند که دلش هیچگاه کاملاً آسوده نمیشود.
در پایان، شاعر به نقص عقل خود در برابر عشق اشاره میکند و میگوید که عقل در برابر زیبایی و جذابیت معشوق عاجز است و نمیتواند عشق را درک کند، بلکه تنها به فریبندگی آن غبطه میخورد.
هوش مصنوعی: چهرهی زیبای تو مانند بهار درخشان و دلانگیز است، و موهای تو همچون روزگار، رازها و زیباییهای خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: به خدا قسم، اگر سامری به مدت طولانی بر این کار خود ادامه دهد، چشم تو به خاطر زیباییهایش همچنان مرا مجذوب میکند.
هوش مصنوعی: فقر و ناتوانی من باعث میشود که تو از من دور بشوی و خیانت و سرکشی تو باعث میشود که احساس کنم از تو فاصله گرفتهام.
هوش مصنوعی: اگر من تو را به قتل برسانم، هرگز این کار باعث نمیشود که زیبایی و جذابیت تارهای دراز موی تو کم شود. زیبایی تو همچنان باقی میماند و هر کاری که بکنم نتوانستهام به آن آسیب بزنم.
هوش مصنوعی: من از عشق تو راضی هستم حتی اگر دلی را شاد کند، اما بدان که او هیچ کس را بهطور کامل راضی نمیکند.
هوش مصنوعی: عقل نمیتواند به اندازه تو باشد، زیرا از تو الهام میگیرد. عشق را نمیشناسد و فقط دچار غرور و خود بزرگبینی است.
هوش مصنوعی: لبهای زیبا و جذاب تو به من نظر میاندازند، و جالب اینجاست که در این میان، عقل و خرد من مثل خاقانی، شاعر بزرگ، دل به این زیبایی میدهد و تحت تأثیر قرار میگیرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
کارجهان خواه عجز، خواه سری میکند
آگهی اینجا کجاست بیخبری میکند
مقصد عزم نفس هیچ نمودار نیست
یک تپش پا به گل نامهبری میکند
کیست کزین خاکدان گرد بلندی نکرد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.