[پدیده عکس، در برابر هنر نقاشی، با تحسین همگان همراه بوده است.افسر، از نخستین روزهای ظهور این پدیده در ایران سخن می گوید]
عکاس که برگرفت عکس رخ یار
آوخ که نمود کار ما را دشوار
بودیم همیشه یک جهت در ره عشق
آمد به دو جا فکند ما را سر و کار
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
[پدیده عکس، در برابر هنر نقاشی، با تحسین همگان همراه بوده است.افسر، از نخستین روزهای ظهور این پدیده در ایران سخن می گوید]
عکاس که برگرفت عکس رخ یار
آوخ که نمود کار ما را دشوار
بودیم همیشه یک جهت در ره عشق
آمد به دو جا فکند ما را سر و کار


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این رباعی، افسر کرمانی به تأثیر منفی پدیدهٔ عکاسی بر هنر نقاشی اشاره میکند. او بیان میکند که با ظهور عکاسی، کار هنرمندان نقاش دشوارتر شده، زیرا عکسها به شکلی دقیقتر و سریعتر از آنچه نقاشی میتواند، جلوه میکنند. او به نوعی حسرت میخورد که عشق و هنر نقاشی در یک مسیر قرار داشتند، اما حالا با ظهور این پدیده، هنرمندان به دو جبهه تقسیم شدهاند.
هوش مصنوعی: عکاس وقتی تصویر چهره دوست را گرفت، آهی کشید و گفت که کار ما را سخت کرد.
هوش مصنوعی: ما همیشه در مسیر عشق یک هدف داشتیم، اما ناگهان در دو مسیر مختلف قرار گرفتیم و این باعث شد که سرگردان شویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا چند حدیث قامت و زلف نگار
تا کی باشی تو طالب بوس و کنار
گر زانکه نهای دروغزن عاشقوار
در عشق چو او هزار چون او بگذار
گفتم: که بیا وعده دوشینه بیار
ورنه بخروشم از تو اکنون چو هزار
گفتا: دهم ای همه جفا، نک زنهار!
آواز مده که گوش دارد دیوار
ای عاشق دل سوخته اندوه مدار
روزی به مُراد عاشقان گردد کار
با عشق بتان چو اوفتادت سر و کار
خورشید شود همان به شادی بیدار
از دولت و از روز بهی دل بَردار
عاشق نبود روز به و دولت یار
بسیار شنیدم من و دیدم بسیار
کاشفته ببود بر تو از هر سو کار
آخر فلکت پشت شد و گیتی یار
تو شاد شدی مخالف و دشمن زار
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.