طوطی طبعم دگر آغاز شیوایی کند
مدح موعود امم، با این خوش آوائی کند
ای شهنشاهی که فرمانبر تو را آمد قضا
هم قدر از قدرتت کسب توانائی کند
ای خداوندی که در ملک مکان و لا مکان
جز تو نبود هیچکس، کو با تو همتائی کند
بر سر کوی تو یک دم گر زند خفاش پر
زیبد ار در ملک هستی کار عنقائی کند
نور گستر تا شود در بزم احبابت چو شمع
بر درت هر صبحدم بیضا جبین سائی کند
بس زلیخا طلعتان را سازد از غم بی قرار
یوسف حسن تو یک ره، گر خودآرائی کند
دیده ای کز شش جهت رویت نبیند آشکار
خود شگفت آید مرا کان دیده بینائی کند
جلوه روی تو بیند بلبل از رخسار گل
ورنه کی با جور خار اینسان شکیبائی کند
گر به مهر و ذره بینی یک نفس از قهر و لطف
مهر کم از ذره گردد، ذره بیضائی کند
مرکز پرگار هستی گر نباشد کوی تو،
طوف کویت از چه ور این چرخ مینائی کند
می سزد گر بنده ای از بندگان حضرتت
بهر این فرعونیان اعجاز موسائی کند
طالب رویت نخواهد رفت از کویت به خلد
گر هزاران جلوه جنت در خودآرائی کند
سجده گاه عاشقان خاک درت ما را و بس
بوالهوس رو جانب معشوق هرجائی کند
هرکه او کالای مهرت را خریدار است نیز
باید او جا در سر بازار شیدائی کند
لیلی حسنت اگر از پرده بنماید جمال
عالمی را سر بسر مجنون و صحرائی کند
طی یک منزل ز اوصاف تو نتواند نمود
سال ها گر خنک فکرت دشت فرسائی کند
تا ابد سرمست می گردند هشیاران دهر
گر بدینسان چشم مستت باده پیمائی کند
از عدم بهر تماشای رخت بستیم رخت
کیست آن کو، از رخت منع تماشائی کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر با زبان زیبا و مجاز، درباره ویژگیهای خاص و عظمت خداوند صحبت میکند. شاعر از زیباییهای خداوند و عشق و محبت او به بندگانش سخن میگوید. او به قدرت و شکوه الهی اشاره میکند و به اهمیت نزدیک بودن به خدا در زندگی انسانی تأکید میکند. در این شعر، معشوق به عنوان منبع عشق و زیبایی توصیف میشود و شاعر خواستههای خود را در جستجوی وصال او بیان میکند. همچنین، او به تأثیرات وجودی خداوند در عالم هستی و نسبت آن با بندگان اشاره دارد و میگوید که هیچ کس نمیتواند با او همتایی کند. به طور کلی، شعر توصیف عمیق و عاشقانهای از رابطه انسان با خداوند و جاذبههای معنوی اوست.
هوش مصنوعی: روح من به تازگی بر روی زیباییهای کلام و هنر بیان متمرکز شده و دارد از ویژگیهای بارز و ستودنی امام سخن میگوید، و این کار را با نغمهای دلنشین انجام میدهد.
هوش مصنوعی: ای پادشاهی که سرنوشت به تو روی آورده و حتی سرنوشت هم از توانایی تو بهرهمند میشود.
هوش مصنوعی: ای خداوندی که در جهان های قابل لمس و ناملموس هیچ کس جز تو وجود ندارد، که بتواند با تو برابر شود.
هوش مصنوعی: در خیابان تو، حتی اگر بلافاصله یک خفاش پرواز کند، بهتر از آن است که یک مرغ عنقاء در دنیا عمل کند.
هوش مصنوعی: تا نور پراکنده شود و در جشن دوستانت مانند شمعی در درگاهت هر صبح، ماه درخشان بر سرت سایه افکند.
هوش مصنوعی: زلیخا به خاطر عشق و اشتیاقی که به یوسف داشت، به شدت بیقراری میکرد. حالا حسن تو نیز میتواند همان تأثیر را بر دیگران بگذارد، اگر تو خود را در زیبا نمایی.
هوش مصنوعی: چشمی که از هر زاویه نتواند تو را به وضوح ببیند، برای من شگفتانگیز است که همان چشم، دیدنی دارد.
هوش مصنوعی: بلبل فقط به زیبایی چهره تو نگاه میکند و از گل لذت میبرد، وگرنه چگونه ممکن است با درد و تیرگی خارها اینقدر تحمل کند؟
هوش مصنوعی: اگر با نگاه مهربان و توجهی که داری، لحظهای از قهر و لطف خود کاستی برسانی، آن ذرهای که هستی ممکن است به حالت بیضی درآید.
هوش مصنوعی: اگر در زندگی تو نباشی، زندگی چه معنایی خواهد داشت؟ و حالا که تو در کنارم نیستی، چرا این دنیا همچنان به چرخش خود ادامه میدهد؟
هوش مصنوعی: بهتر است بندهای از بندگان تو، برای این فرعونیان، معجزهای مثل معجزههای موسی به جا آورد.
هوش مصنوعی: کسی که در پی دیدن تو است، هرگز از کوی تو دور نخواهد شد، حتی اگر هزاران زیبایی بهشت را در خود به تصویر بکشی.
هوش مصنوعی: محل پرستش و عشق ورزی عاشقان، تنها خاک درگاه توست و بس. ولی آدم بیدقت و هوسباز به هر سو و به سمت معشوقهای دیگر میرود.
هوش مصنوعی: هرکسی که خواهان عشق و مهرت باشد، باید در مکانی مناسب و پرشور برای نشان دادن احساسات و علاقهاش حضور یابد.
هوش مصنوعی: اگر زیباییهای تو از پرده بیرون بیاید، تمام عالم را دیوانه و دگرگون میسازد.
هوش مصنوعی: اگر سالها هم در یک سفر بخواهد به توصیف صفات تو بپردازد، نمیتواند به تمام آنها اشاره کند. اگر هم که فکرش آزاد و خنک باشد و در دشت وسیعی گردش کند، باز هم به تمامی جنبههای تو نخواهد رسید.
هوش مصنوعی: هشیاران همیشه در خوشی و سرمستی به سر میبرند، اگر چشمان مست تو به این شکل بادهنوشی کنند.
هوش مصنوعی: ما از نبودن بهره گرفتیم تا زیباییت را تماشا کنیم. چه کسی میتواند مانع تماشای تو باشد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
روز هیجا فتنه چون عزم صفآرایی کند
وز دو جانب تیغ کین اندیشه بیرایی کند
خنجر مردان ز غیرت کوس تمساحی زند
پیکر گردان ز موج زخم دریایی کند
در نخستین موج کز آسیب او گردد سپهر
[...]
با خیال دوست هر کس مجلس آرایی کند
گرچه با معشوق باشد یاد تنهایی کند
تخته مشق حوادث می شود هر پاره اش
کشتی آن را که شور عشق دریایی کند
پنبه داغش بود ناف غزالان ختن
[...]
وقت شد کاسکندر گل لشکر آرایی کند
لشکر گل را خدیو باغ دارایی کند
باغ را دست صبا، عنبر نهد در آستین
راغ را جیب هوا، مشکین ز بویایی کند
خفتگان بوستان را باد بیداری دهد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.