گنجور

شمارهٔ ۸۰ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست

نثار حضرت عالیّ مجد دینی باد

بزرگ و سرور و مخدوم و منعم و سیّد

که هم کریم نهادست و هم کریم نژاد

زنور نسبت او نقش مهر برخواند

بروز ابر و شب تیره کور مادر زاد

دعا و خدمت خادم قبول فرماید

گهی ز جستن برق و گهی ز جستن باد

لواعج شعف من بدان خجسته لقا

از آن گذشت که در نامه شرح شاید داد

غم فراقت ارچند می خورم پیوست

به انتظام آموزش همیشه هستم شاد

دمی ز ذکر معالیّ او نیم خالی

ندانم او ز من خسته هیچ آرد یاد

ز دست هجر بجان آمدم ،طریق وصال

خدای عزّوجل عن قریب سهل کناد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام