گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

هر آن سعادت کاندر ضمیر افلاکست

نثار حضرت عالیّ مجد دینی باد

بزرگ و سرور و مخدوم و منعم و سیّد

که هم کریم نهادست و هم کریم نژاد

زنور نسبت او نقش مهر برخواند

بروز ابر و شب تیره کور مادر زاد

دعا و خدمت خادم قبول فرماید

گهی ز جستن برق و گهی ز جستن باد

لواعج شعف من بدان خجسته لقا

از آن گذشت که در نامه شرح شاید داد

غم فراقت ارچند می خورم پیوست

به انتظام آموزش همیشه هستم شاد

دمی ز ذکر معالیّ او نیم خالی

ندانم او ز من خسته هیچ آرد یاد

ز دست هجر بجان آمدم ،طریق وصال

خدای عزّوجل عن قریب سهل کناد

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.