گنجور

شمارهٔ ۳۱۹ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

جهان لطف و کرم افتخار اهل قلم

که نیست فضل و هنر را به از تو غمخواری

نه هرگز از تو رسیده به مویی آژنگی

نه هرگز از تو رسیده به موری آزاری

کجا حکایت آزاد مردی تو رود

بر آن زبنده و آزاد نیست انکاری

اگر چه جز تو بسی خواجگان قلم دارند

ولی تو دیگری و دیگران دگر آری

طمع بخامۀ بیمار تو همی دارم

که بی جگر بدهد آرزوی بیماری

بخدمت تو از آن نامدم که نیست هنوز

مرا نه رنگ نشستی نه روی رفتاری

ولیک زحمتت آورده ام به دست کسان

چگونه زحمت، دانی چنان که هر باری

بتو که صاحب دستاری التجا کردم

که تا وسیک جنسیّتی بود باری

مکن حوالت من بر در کله داران

که خاک بر سر هر مدبری کله داری

ز باد سبلت و قند ز مدمّغند چنان

که پیش ایشان نرزد سری به دستاری

زمال قسمت این بقعۀ خراب که نیست

بهیچ حالی مرغوب هیچ هشیاری

گرت میسر گردد بکن مسامحتی

بنام خادم داعی به چند دیناری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام