گنجور

شمارهٔ ۲۷۱ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ما نه مردان سرپنحه و بازوی توایم

کارما با جدل و قوّت بازو مفکن

ما به پشتیّ چو تو صدر همی سینه کنیم

این چنین لاغریان را تو ز پهلو مفکن

با روی شهر سلامت زرضای تو کنند

وقت خوفست عمارت کن و بارو مفکن

هر چه با سگ بتوان کرد بکن با من لیک

شیر مردا! گنه گرگ بر آهو مفکن

جرّه بازان همه از بیم تو پر می فکنند

تو همای کرمی صعوه و تیهو مفکن

دم بدم لاف هوای تو زنم همچون نای

پس چو چنگم زعنا در پس زانو مفکن

هم حق خدمت و هم حرمت پیریست مرا

این همه حرمت و حق خیره بیکسومفکن

گرهی کان به سه سالت شود از ابرو باز

بدو چشمت که بیک لحظه برابرو مفکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام