گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

سرورا من بفّر دولت تو

خواجۀ چرخ را غلام کنم

دست اگر در زنم به فتراکت

بر سر آسمان لگام کنم

سایه ات گر مرا دهد نیرو

تیغ خورشید در نیام کنم

همّتت گر کند مرا یاری

زور بر چرخ نیل فام کنم

گر تو در سایة خودم گیری

ترک اقلیم صبح و شام کنم

چون که شادی و همّتت نوشم

از شفق می ز مهر جام کنم

شکر انعام تو از آن بیشست

که به تقریر آن قیام کنم

نیک دانی که من نیم ز آنها

که ز کس آرزوی خام کنم

یا به اومید سیم و زر هرگز

خدمت هیچ خاص و عام کنم

یا ز بی برگی ار بخواهم مرد

بطمع بر کسی سلام کنم

ملک عالم اگر مرا باشد

همه در عرض ننگ و نام کنم

این بود عادتم که تا بتوان

زندگانی باحترام کنم

لیک اگر بینم از کسی کرمی

تا زیم بردرش مقام کنم

وان کزو بوی مردمی آید

خدمت او علی الدّوام کنم

کرمت را اشارتی کردم

تا از او کار خود بکام کنم

گفتمش گر تو یار من باشی

من بر افلاک احتشام کنم

چند نوعم ز تو تقاضاهاست

ابتدا گویی از کدام کنم؟

ذکر مرسوم اوّل آغازم

یا نخستین حدیث وام کنم

کرمت گفت:روتو فارغ باش

هر دو امروز من تمام کنم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.