گنجور

شمارهٔ ۲۴۷ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

حکیم عهد و فرید زمانه مجدالدّین

که طبع خستۀ خود شادمان ازو دارم

ورای نعمت صحّت درین جهان فراخ

تو هیچ نعمت دانی، من آن ازو دارم

چو در معالجت من نکرد تقصیری

سپاس و منّت تا آسمان ازو دارم

چو دزد علّت آهنگ گوهر جان کرد

میان دزد و گوهر پاسبان ازو دارم

چگونه عذر کرمهای او توانم خواست؟

که من توان تن ناتوان ازو دارم

ز چنگ علّت چون جانم او برون آورد

حقیقتست که جان و جهان ازو دارم

ز من چه خدمت شایسته آید آنکس را

که بعد از ایزد خلّاق جان ازو دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام