گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

حکیم عهد و فرید زمانه مجدالدّین

که طبع خستۀ خود شادمان ازو دارم

ورای نعمت صحّت درین جهان فراخ

تو هیچ نعمت دانی، من آن ازو دارم

چو در معالجت من نکرد تقصیری

سپاس و منّت تا آسمان ازو دارم

چو دزد علّت آهنگ گوهر جان کرد

میان دزد و گوهر پاسبان ازو دارم

چگونه عذر کرمهای او توانم خواست؟

که من توان تن ناتوان ازو دارم

ز چنگ علّت چون جانم او برون آورد

حقیقتست که جان و جهان ازو دارم

ز من چه خدمت شایسته آید آنکس را

که بعد از ایزد خلّاق جان ازو دارم

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.