گنجور

شمارهٔ ۲۱۵ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای ترا جمع گشته در ره آز

همّت کوته و امید دراز

همه دندان ز حرص همچون سیر

همه مغز تو پوست همچو پیاز

ندهی خر بزاهدان لیکن

نان ایشان همی خوری بنیاز

دست تو چون دهان گرسنگان

هر چه در وی نهی نیایی باز

چون گلو می فرو بری همه چیز

وز تو ناید برون مگر آواز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام