گنجور

شمارهٔ ۱۶۰ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

بزگوارا این خواجگی همه آنست

که روی از پس پرده به خلق ننمایند

برون پرده ضعیفان و ناتوانان را

به دست رنج سپارند و خود بیاسایند

حدیث خسته دلان را بگوش ره ندهند

وگرچه خون جگرها زدیده پالایند

نه گاه راحت درمان دردمند کنند

نه روز شادی بر غمگنان ببخشایند

ببین که چند برفتند تا تو آمده یی

قیاس کن که پس از رفتن تو چند آیند

چو اینچنین بود اولیتر آنچنان باشد

که آن کنند که شان خاص و عام بستایند

بدی چو آمد بدنام از آن بپرهیزند

چو نام نیکو در نیکوی بیفزایند

چو روزگار بخواهد ربود ایشان را

بنقد خود را از روزگار بربایند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام