گنجور

شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

سرو را وعده های چنان باید

که به انجاز مقترن باشد

هر امیدی که آن وفا نشود

بتر از یاس دلشکن باشد

وعده هایی دراز بی حاصل

کاهش جان و رنج تن باشد

هیچ وقعی ندارد آن بخشش

که نه از دست خویشتن باشد

با رمنّت نیریزد آن انعام

که نه در جیب پیرهن باشد

قدری زرکه وجه داعی بود

تا بدان قابل منن باشد

به خزینه رسید و رفت فرو

همچو لقمه که در دهن باشد

این چنین بخشش وصلت نبود

ریش خند وز نخ زدن باشد

قلتبانی که بود مستخرج

در حق او ترا چه ظن باشد؟

کوچو مقصود خویش حاصل کرد

گر به حیلت وگر به فن باشد

غم آن می خورد که باقی من

بر دوسه ... خواره زن باشد

چه سخن روزیم که خیره مرا

هر چه باشد در آن سخن باشد

وجه انعام من ز حاصل ساز

نه ز باقی که درد دن باشد

نه خدایم که در همه گیتی

آنچه باقیست وجه من باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام