گنجور

شمارهٔ ۱۲۴ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

زهی سرفرازی که در پیش حکمت

سپهر از دل و دیده محکوم باشد

تو باشی وجز تو نباشد اگر زانک

امامی درین عصر معصوم باشد

بتحقیق بدبخت آنرا شناسم

که از دوستیّ تو محروم باشد

تو آنی که اسباب ارباب معنی

به سعی بنان تو منظوم باشد

خلوص دعا گو بدین خدمت اندر

همانا که معلوم مخدوم باشد

در آتش شوم از برای رضایت

وگر خود چو شمعم تن از موم باشد

به خدمت فرستاده ام ارمغانی

تو خود دان که آنرا چه مفهوم باشد

چه پوشیده دارم؟تو دانی که تحفه

ز خادم تقاضای مرسوم باشد

ولیکن سه سال است وین یک دقیقه

بناچار باید که معلوم باشد

که در مذهب شاعران آنچنانست

که مرسوم بگذاشتن شوم باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام