گنجور

 
کمال‌الدین اسماعیل
 

به من رسید مقالی که گر بکوه رسد

ز شوق و ذوق زجای نشست بر خیزد

معانیی ز ظروف حروف افزون تر

که گر از آن بچشد عقل هست برخیزد

اگر بصورت معنی نقاب دور کند

فغان ز طایفة بت پرست بر خیزد

دلی که یک سرانگشت ازین برو خوانی

برقص از سرجان یک بدست بریزد

به مغز هر که رسد شمّه یی ز الفاظش

به طبع خوش ز سر هر چه هست بر خیزد

مثال صاحب عادل که از میامن او

ز زلف مادر خان هم شکست برخیزد

چو نرگس انکه بود بخت و دولتش خفته

نسیم لطفش بر وی چو جست برخسزد

هزار سال غمی بر دل ار نشسته بود

چو در خیالش یکدم نشست برخیزد

هر آن فتاده که خود را دمی به میخ نیاز

به آستانۀ او باز بست برخیزد

تن ضعیف من از زیر بار منّت او

اگر تواند برخاست پست برخیزد

عقود در که ز دست جواد او برخاست

کدام دست دگر را ز دست برخیزد؟

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.