گنجور

شمارهٔ ۱۱۳ - ایضا له

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » قطعات
 

ای صدر روزگار به عهد تو روزگار

خون دلم بشادی هر خس چه می خورد ؟

روزی ز روی لطف نگویی که خود فلان

در حالتی چنین خود رده کس چه می خورد؟

از خورد چونکه جانوران را گزیز نیست

دانم که نیست جان مقدّس ، چه می خورد؟

از ما نیافت هیچ و کسی دیگرش نداد

و او خود نداشت دستگهی ، پس چه می خورد؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام