گنجور

شمارهٔ ۹۶

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

اگر امروز آن بتم همدم نیاید

نصیب جان من جز غم نیاید

نیامد دوش و جانم بر لب آمد

ز بیم آنکه امشب هم نیاید

اگر چه وعده داد و خورد سوگند

ولی با این همه ترسم نیاید

مرا گر ناید او ناید و گر نی

غم و اندوه و محنت کم نیاید

چه سودار آید او زین پس؟که جانم

نباشد مانده گر این دم نیاید

من او را از برای سور خواندم

و لیک او جز که با ماتم نیاید

کرا نزدیک او شاید فرستاد؟

چو کس در راز او محرم نیاید

وگر او را نباشد آمدن رای

بقول هر که در عالم نیاید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام