گنجور

شمارهٔ ۸۲

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

تا نگارم رای رفتن می زند

عشقش آتش در دل من می زند

هجر او خون دل من می خورد

وصل او می بیند و تن می زند

می خورم سیلیّ محکم از غمش

ایمه، سیلی چه؟که گردن می زند

خطّ و رخسارش تو پنداری کسی

غالیه در برگ سوسن می زند

ماه در شب دیده یی خرمن زده؟

روز و شب بر ماه خرمن می زند

گر دلم ز درای رخسارش رواست

راستی را رای روشن می زند

آنچه من با یار سنگین دل کنم

عشق او با من همین فن می زند

من گریبانم می درم از دست او

او همان دستم بدامن می زند

چشم او بر دوستان تیغ جفا

گویی اندر روی دشمن می زند

لابۀ ما در دل سنگین او

باد پنداری بر آهن می زند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام