گنجور

شمارهٔ ۷۳

 
کمال‌الدین اسماعیل
کمال‌الدین اسماعیل » غزلیات
 

در عشق تو دل بجان همی کوشد

عاجز شد و همچنان همی کوشد

در سنبل تا بهار می پیچد

با نرگس دلستان همی کوشد

پیدا گوید که فارغم، وانگه

با درد تو در نهان همی کوشد

با آن همه ناتوانی چشمت

با خلق همه جهان همی کوشد

هر کس که وصال تو همی جوید

با گردش آسمان همی کوشد

تا وصل تو خود کرا بود روزی

حالی همه کس در آن همی کوشد

در عشق ز صبر شکرها دارم

انصاف که بر چه سان همی کوشد

با هجر تو گر چه بس نمی آید

مسکین چه کند؟ بجان همی کوشد

دل می خرد از لبت بجان بوسی

گر ودست ارزیان همی کوشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: سیاوش جعفری | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام